阅读 卷 6 章节 39 ← 上一页 · 下一页 →

بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد

一个托钵僧的故事:他向那个吉兰人祈祷:“愿真主让你平安回到家园。”

  1. M6:1236 گفت یک روزی به خواجهٔ گیلیینان پرستی نر گدا زنبیلیی
  2. M6:1237 چون ستد زو نان بگفت ای مستعانخوش به خان و مان خود بازش رسان
  3. M6:1238 گفت خان ار آنست که من دیده‌امحق ترا آنجا رساند ای دژم
  4. M6:1239 هر محدث را خسان باذل کنندحرفش ار عالی بود نازل کنند
  5. M6:1240 زانک قدر مستمع آید نبابر قد خواجه برد درزی قبا