اقرأ دفتر ١ إحضار الملك ذلك الطبيب إلى المريضة ليرى حالتها بيت ١٣٣

M1:133 — قال اَطعِمْنی فانّی جٰائعُ / واعتَجِلْ فالوَقْتُ سَیْفُ قاطعُ

قال اَطعِمْنی فانّی جٰائعُواعتَجِلْ فالوَقْتُ سَیْفُ قاطعُ
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M1:133

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او (جان) گفت: مرا خوراک ده که گرسنه‌ام و بشتاب، چرا که زمان شمشیری برّان است. معنا: این بیت، اصرار و التماس جان یا حسام‌الدین چلبی را به مولانا نشان می‌دهد که از تأخیر در بیان اسرار پرهیز کند و بی‌درنگ آغاز به سخن کند، زیرا زمان در حال گذر است و فرصت‌ها از دست می‌روند.

شرح

این بیت در ادامهٔ گفت‌وگوی شورانگیز و درونی مولاناست که پیش از این به جان خود گفته بود که شرح اسرار عشق و هجران را «تا وقت دگر» بگذارد؛ زیرا در مقام فنا، فهم کند می‌شود و «شرح این هجران و این خون جگر» از توان او خارج است. اما اینجا، جان مولانا، یا آن‌چنان که در سنت مثنوی آمده، حسام‌الدین چلبی، که محرک اصلی مولانا در سرودن مثنوی بود، بازمی‌گردد و با اصرار، مطالبهٔ خویش را تکرار می‌کند.

جان می‌گوید: «اطعمنی فانی جائع»؛ مرا تغذیه کن، من گرسنه‌ام. این گرسنگی، گرسنگی فیزیکی نیست؛ بلکه عطش و اشتیاق برای دریافت معارف الهی است. گرسنگی روح است که خوراکش حکمت و حقیقت است. سپس با لحنی قاطع و صوفیانه می‌افزاید: «و عجل فالوقت سیف قاطع». عجله کن، فرصت را از دست مده، زیرا «الوقت سیف قاطع» است. این تعبیر، اصطلاحی مشهور در میان صوفیان بود که به معنی سرعت گذر زمان و عدم توقف آن به کار می‌رفت. زمان همچون شمشیری تیز، عمر آدمی و فرصت‌ها را می‌برد و از میان برمی‌دارد.

در ادامه، مولانا از زبان جان، منطق این اصرار را شرح می‌دهد: «صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق / نیست فردا گفتن از شرط طریق». این از برجسته‌ترین تعالیم صوفیانه است. «ابن‌الوقت» در نگاه صوفیان، برخلاف معنای منفی امروزین آن که «فرصت‌طلب» باشد، به کسی گفته می‌شد که سه ویژگی داشت: اول، کار را در وقت خاص خودش انجام می‌دهد، نه خارج از آن. دوم و مهم‌تر، کسی است که به حکم حال خود عمل می‌کند؛ یعنی اگر در قبض است، کار قبض می‌کند و اگر در بسط است، کار بسط. کسی که سالک است و در راه، باید مراقب احوال درونی خود باشد و به مقتضای حال عمل کند، نه اینکه بخواهد در وقت حزن، شادی نشان دهد یا بالعکس. این حالت برای سالکان آغازین طریق است؛ زیرا صوفیان کامل‌تر را «ابوالوقت» می‌نامیدند، یعنی پدر وقت و زایندهٔ احوال خود که بر زمان و حالت‌های روحی خویش مسلط‌اند.

سومین نکته در مفهوم ابن‌الوقت این است که سالک باید از «فردا گفتن» پرهیز کند. مولانا می‌فرماید: «نقد را از نسیه خیزد نیستی». یعنی آنچه نقد است و حاضر، امروز است و حال؛ نسیه و فردا، شاید هرگز نیاید. انگیزه‌ای که اکنون برای عمل صالح، برای کسب معرفت یا برای سلوک روحانی پدید آمده، ممکن است تا فردا سرد شود و از دست برود. گرمای اولیهٔ همت را باید غنیمت شمرد و فوراً به عمل درآورد. لذا، صوفیان همواره تأکید داشتند که سالک باید بیست و چهار ساعت مشغول کاری باشد؛ چه ذکر و عبادت، چه کار دنیا، تا نفس مجال سرکشی نیابد و احوال او تحت کنترل باشد.

در پاسخ به این اصرار جان، مولانا یک بار دیگر موضع خود را بیان می‌کند: «پوشیده خوش‌تر سر یار / خود تو در ضمن حکایت گوش دار». او تأکید می‌کند که اسرار دلبران و معشوق ازلی، بهتر است که پوشیده و در لفافه بماند. روش او در مثنوی، شرح مستقیم نیست، بلکه «در حدیث دیگران» و از طریق حکایت‌ها و داستان‌ها، اسرار را بازگو می‌کند. او به جان می‌گوید: «قصه‌ها را گوش کن و اسرار را از دل آن‌ها بیرون بکش». این همان روشی است که در آغاز داستان پادشاه و کنیزک نیز بر آن تأکید کرده بود که «خود حقیقت نقد حال ماست آن». مولانا می‌گوید که آنچه در داستان‌ها می‌آید، در واقع شرح حال خود او و تجربیات او با شمس است که باید از میان کنایات و اشارات استنباط شود.

نکات کلیدی

  • «الوقت سیف قاطع» بیانگر سرعت گذر عمر و ضرورت فوریت در سلوک و عمل است.
  • مفهوم صوفیانه «ابن‌الوقت» به معنای عمل‌کردن به مقتضای حال درونی است، نه فرصت‌طلبی.
  • صوفی ابن‌الوقت باید از «فردا گفتن» پرهیز کند تا حرارت و انگیزه حال را از دست ندهد.
  • سالک حقیقی، عمل «نقد» (اکنون) را بر «نسیه» (فردا) ترجیح می‌دهد، زیرا فرصت‌های معنوی سیال‌اند.
  • این بیت، اصرار جان (یا حسام‌الدین) را بر مولانا برای آغاز بی‌درنگ سخن و افشای اسرار، منعکس می‌کند.

Sources: d1-s19 · 00:59:47 d1-s19 · 01:02:44 d1-s19 · 01:07:41

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.