اقرأ› دفتر ١› في بيان هذا الحديث: إن لربكم في أيام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها› بيت ٢٠٠٩
M1:2009 — جان دشمندارشان جسمست صرف / چون زیاد از نرد او اسمست صرف
M1:2009
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
روحِ مخالفان و دشمنان اولیای حق، به قدری مادی و فرومایه است که انگار اصلاً روحی در کار نیست و تنها جسمی محض است، درست مانند مهرهٔ «زیاد» در بازی نرد که فقط نامی دارد و در بازی واقعی نقشی ایفا نمیکند.
مولانا در ابیات پیشین توضیح میدهد که جسم عارفان و اولیای الهی چنان لطیف و روحانی شده که گویی عینِ جان آنهاست. در این بیت، با ایجاد تقابلی زیبا، به توصیف حالِ دشمنان و منکران این راه میپردازد. او میگوید روح این افراد آنقدر در مادیات و تعلقات جسمانی غرق شده که ماهیت روحانی خود را از دست داده و به «جسمِ صِرف» یا مادهٔ محض تبدیل شده است.
برای روشنتر شدن این مفهوم، مولانا از یک مثال دقیق در بازی «نرد» استفاده میکند. در این بازی، مهرهای به نام «زیاد» یا «زیاده» وجود دارد که در شمارش مهرهها حساب میشود اما در عمل، در بازی نقشی ندارد و به نوعی یک مهرهٔ اسمی و بیخاصیت است. روحِ دشمنان اولیا نیز چنین است؛ فقط نام «جان» را یدک میکشد، اما در حقیقت، از کارکرد و لطافت روحانی تهی است و اسیرِ خصوصیات پستِ جسمانی باقی مانده است.
- دشمندارشان
- دشمن آنها، کسی که با آنها (اولیا) دشمنی دارد
- صِرف
- محض، خالص، فقط
- زیاد از نرد
- مهرهای در بازی نرد که در شمارش مهرهها هست اما در بازی واقعی نقشی ندارد
- اسمست صرف
- فقط یک نام است، اسمی بیمسمی است
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.