اقرأ دفتر ١ حكاية البقال والببغاء وسكب الببغاء للزيت في الدكان بيت ٢٦٨

M1:268 — هَمسری با انبیا برداشتند / اولیا را همچو خود پنداشتند

هَمسری با انبیا برداشتنداولیا را همچو خود پنداشتند
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M1:268

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنان خود را هم‌مرتبهٔ پیامبران شمردند و اولیا را همانند خویش پنداشتند.

معنا: این بیت به خطای بزرگی اشاره دارد که انسان‌ها بر اساس شباهت‌های ظاهری، پیامبران و اولیای الهی را با خود برابر می‌دانند و از تفاوت‌های عظیم باطنی آن‌ها غافل می‌شوند.

شرح

این بیت، پرده از یک خطای شناختی بنیادین در فهم ما از انسان‌ها و به ویژه از قدسیان برمی‌دارد: خطای قیاس ظاهری. مردم، پیامبران و اولیا را با خود هم‌طراز می‌پندارند، صرفاً به این دلیل که ظاهرشان شباهت‌هایی با دیگران دارد؛ همچون ما غذا می‌خورند، می‌خوابند، و در بازارها راه می‌روند. قرآن نیز به همین خطا اشاره می‌کند که منکران می‌گفتند: «ما لهذا الرسول يأکل الطعام و یمشی فی الأسواق»؛ این چه پیامبری است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟ این ظاهربینی، ریشهٔ گمراهی‌های بسیاری است که مولانا در اینجا به آن گوشزد می‌کند.

من قویاً معتقدم که مولانا در این ابیاتِ پس از بیت مشهور «گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر»، تفاوت میان صورت و سیرت را توضیح می‌دهد. همان‌طور که واژه «شیر» (خوراکی) و «شیر» (حیوان) یکسان نوشته می‌شوند اما معنایشان متفاوت است، انسان‌ها نیز در ظاهر شبیه به یکدیگرند، اما در باطن و سیرت، تفاوتشان بی‌نهایت است. این همان نکته‌ای است که هایدگر در باب «داسمان» (Das Man) یا «همگانی» بیان می‌کند؛ یعنی وقتی شخصِ یگانه و اولیا، در میان سیل عوام قرار می‌گیرند، همچون «فرد منتشر» تلقی می‌شوند، در حالی که ماهیتشان به‌کلی متفاوت است.

مولانا برای تبیین این «فرق بی‌منتها» از تمثیل‌های روشنی استفاده می‌کند: زنبوران از یک محل تغذیه می‌کنند، اما یکی نیش می‌زند و دیگری عسل می‌دهد. آهوان از یک آب و گیاه می‌خورند، اما از یکی مشک ناب پدید می‌آید و از دیگری سرگین. نی‌ها از یک آبشخور می‌نوشند، اما یکی خالی است و دیگری پر از شکر. اینها همه نشان می‌دهند که تأثیر بیرونی یکسان، به دلیل تفاوت در «طبع» و «کارخانهٔ وجودی» موجودات، نتایج کاملاً متفاوتی در پی دارد. این «طبع» است که خوراک را به پلیدی یا نور، به بخل و حسد یا به عشق احد بدل می‌کند. گویی یک کارخانهٔ وجودی، خوراک را می‌گیرد و آن را مطابق با ذات خود، تبدیل به محصولی می‌کند؛ اگر آن کارخانه، کارخانهٔ بخل و حسد باشد، از خوراک بخل و حسد می‌زاید و اگر کارخانهٔ عشق احد باشد، عشق می‌زاید.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به قول شوپنهاور، وحشی‌ها همدیگر را می‌درند و متمدن‌ها همدیگر را گول می‌زنند. این گول خوردن، اغلب از همین قیاس ظاهری و نادیده گرفتن باطن سرچشمه می‌گیرد. بسیاری از ما ماسکی به چهره داریم که پشت آن، شخصیت حقیقی‌مان پنهان است. این ماسک‌ها گاهی چنان غلیظ می‌شوند که حتی خودمان هم خود را در پس آن گم می‌کنیم. اما اولیا و انبیا، ورای این ماسک‌ها و ظواهر، باطنی متصل به حقیقت دارند که درک آن، تنها با «ذوق» سلیم و نگاهی فراتر از سطح میسر است. از این روست که مولانا می‌گوید: «جز که صاحب ذوق کشناسد صواب».

نکات کلیدی

  • قیاس ظاهری انبیا و اولیا با انسان‌های عادی، ریشهٔ گمراهی است.
  • تفاوت درونی و جوهری (سیرت) اولیا، ورای شباهت‌های بیرونی (صورت) است.
  • همانند بودن ظاهر، هرگز به معنای یکسانی باطن و مقام نیست.
  • فهم حقیقت اولیا و انبیا نیازمند ذوق و بینش باطنی است، نه ظاهربینی.

Sources: d1-s22 · 50:46:20 d1-s22 · 53:30:40 d1-s22 · 01:00:20

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.