اقرأ› دفتر ١› قبول الخليفة الهدية وإعطاؤه بسخاء رغم استغنائه التام عن تلك الهدية وتلك الجرة› بيت ٢٨٦١
M1:2861 — چون خلیفه دید و احوالش شنید / آن سبو را پر ز زر کرد و مزید
M1:2861
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
وقتی خلیفه مرد بادیهنشین را دید و از شرح حال او آگاه شد، دستور داد کوزهاش را از طلا پر کنند و هدایای دیگری نیز به او ببخشند.
این بیت نقطه اوج داستان مرد عرب بادیهنشینی است که با تحمل رنج سفر، کوزهای آب از چاه دورافتادهاش به عنوان هدیهای گرانبها برای خلیفه در بغداد آورده است؛ غافل از آنکه قصر خلیفه کنار رود عظیم دجله است.
خلیفه، که در این داستان نماد خداوند یا انسان کامل (پیر) است، به ظاهرِ ناچیز هدیه نگاه نمیکند، بلکه به صدق و اخلاص هدیهآورنده توجه میکند. او «احوال» مرد عرب را میشنود، یعنی از نیت پاک، عشق و زحمتی که او برای آوردن این هدیه کشیده آگاه میشود. درک همین «حال» است که واکنش او را رقم میزند.
پاسخ خلیفه، بخششی بیکران است. او نه تنها کوزه را که ظرفِ عملِ مخلصانهٔ مرد است، از طلا (زر) پر میکند، بلکه «مزید» یعنی چیزی فراتر از آن نیز به او میبخشد. این عمل نشاندهندهٔ صفت «جود» و بینیازی خداوند است که عبادت و هدیهٔ ناچیز بنده را به بهایی بینهایت میخرد و پاداشی بسیار فراتر از استحقاق او عطا میکند. مولانا در اینجا به ما یادآوری میکند که در پیشگاه حق، ارزش عمل نه به اندازهٔ مادی آن، بلکه به میزان صدق و صفای دل فاعل آن است.
- مزید
- افزون، بیشتر، اضافه
- سبو
- کوزه، ظرف سفالی برای آب
- ز
- مخفف «از»
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.