اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٣٢
M5:1332 — یک کنیزک یک خری بر خود فکند / از وفور شهوت و فرط گزند
M5:1332
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت آغاز داستانی است که در آن، کنیزی از فرط فشار غریزهٔ جنسی و برای رهایی از رنج آن، با خری رابطه برقرار میکند.
این بیت، صحنهٔ آغازین یکی از تمثیلهای تکاندهندهٔ مثنوی را به تصویر میکشد. مولانا بدون پردهپوشی، عمل کنیزی را توصیف میکند که برای ارضای «شهوت» و رهایی از «گزند» یا آسیب ویرانگر آن، به همبستری با یک حیوان روی آورده است. نکتهٔ کلیدی در ترکیب «وفور شهوت و فرط گزند» نهفته است. مولانا این عمل را صرفاً یک انحراف جنسی نمیبیند، بلکه آن را نتیجهٔ یک نیروی درونی طاقتفرسا و آسیبزا معرفی میکند که فرد را به چنین انتخاب نامتعارفی وامیدارد. این بیت، زمینه را برای پیام اصلی داستان آماده میکند: اینکه چگونه نگاه سطحی و ناقص به مسائل (که در ادامه داستان، در رفتار خاتون دیده میشود) میتواند به نابودی منجر شود. در اینجا، مولانا با توصیف بیپردهٔ یک واقعیت تلخ، مخاطب را برای درک یک حقیقت عمیقتر آماده میسازد: خطر دیدن ظاهرِ امور و غفلت از باطنِ تعیینکنندهٔ آن.
- کنیزک
- کنیز، دختر یا زن خدمتکار و برده
- بر خود فکند
- کنایه از همبستر شدن و آمیزش جنسی؛ خود را در اختیار او قرار داد
- وفور
- فراوانی، بسیاری، شدت
- فرط
- زیادهروی، شدت، از حد گذشتن
- گزند
- آسیب، آزار، شر، فتنه
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.