اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٣٤
M5:1334 — یک کدویی بود حیلتسازه را / در نرش کردی پی اندازه را
M5:1334
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
کنیزک چارهاندیش برای اینکه بتواند با خر رابطه داشته باشد، از یک کدو استفاده میکرد تا اندازهٔ آلت حیوان را برای خود مناسب سازد و آسیب نبیند.
این بیت، ابزار و ترفند کنیزک برای کامجویی از خر را توصیف میکند. او که از «وفور شهوت» به این کار خطرناک روی آورده، صرفاً تسلیم غریزهٔ کور خود نیست، بلکه برای مهار کردن خطرات آن، تدبیری اندیشیده است. او با قرار دادن یک کدو بر روی آلت خر، عمق دخول را کنترل میکند تا به اعضای داخلی بدنش آسیبی نرسد.
مولانا با ذکر این جزئیات، صرفاً داستانی قبیح تعریف نمیکند، بلکه بر نکتهای کلیدی تأکید دارد: دیدن یک جزء از حقیقت و نادیده گرفتن جزء دیگر، میتواند مرگبار باشد. «کدو» در اینجا نماد همان «دقیقه» یا نکتهٔ ظریفی است که اغلب در نگاه سطحی و شهوانی نادیده گرفته میشود. کنیزک با آنکه غرق در شهوت است، این «اندازه» و «حد» را میشناسد و رعایت میکند. در مقابل، خاتون که بعداً از او تقلید میکند، فقط ظاهر عمل (کیر) را میبیند و از باطن آن (کدو) غافل میماند و همین نگاه ناقص و یکسویه، او را به هلاکت میکشاند. این داستان در نهایت تمثیلی است برای فهم ناقص و جزئینگر از حقایق معنوی که به گمراهی و نابودی روح میانجامد.
- حیلتسازه
- آنکه اهل حیله و تدبیر است، چارهجو
- نرش
- آلت نری او (خر)
- پی اندازه را
- برای اندازهگیری، به منظور تنظیم اندازه
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.