اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٤٩
M5:1349 — کرد خاموش و کنیزک را نگفت / راز را از بهر طمْع خود نهفت
M5:1349
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
خاتون پس از دیدن رابطهٔ کنیز با خر، به روی خود نیاورد و سکوت کرد تا بتواند در فرصتی مناسب، خودش از آن خر کام بگیرد.
این بیت نقطهٔ عطف داستان و لحظهٔ شکلگیری تصمیم فاجعهبار خاتون است. او از شکاف در، عمل کنیزک و خر را میبیند و به جای آنکه برآشوبد یا کنیز را مجازات کند، سکوت میکند. این سکوت از سر چشمپوشی یا بزرگواری نیست، بلکه کاملاً حسابشده و از روی «طمع» است. مولانا با این کلمه، نیت او را آشکار میکند: حسادت و شهوت در دلش چنان شعلهور شده که میخواهد این لذت را برای خود تصاحب کند. او راز کنیز را فاش نمیکند، نه برای حفظ آبروی او، بلکه برای آنکه بتواند بعداً کنیز را از صحنه خارج کرده و جای او را بگیرد.
این پنهانکاری، مقدمهٔ غفلت بزرگتری است. خاتون تنها ظاهر ماجرا (لذت) را دیده و از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی آن، یعنی کدویی که کنیز برای کنترل آلت خر به کار میبرد، بیخبر است. سکوت او، که از طمع نفسانی سرچشمه میگیرد، راه را برای هلاکتش هموار میکند. در نگاه عرفانی، این بیت نشان میدهد که چگونه امیال نفسانی (طمع) چشم انسان را بر روی حقیقت کامل میبندد و او را به سمت درکی ناقص و ویرانگر سوق میدهد. او راز را برای منفعت خود نگه میدارد، غافل از آنکه همین راز ناقص، او را به کام مرگ خواهد کشاند.
- طمْع
- طمع، حرص، میل شدید نفسانی
- نهفت
- پنهان کرد، مخفی نگه داشت
- از بهر
- برایِ، به خاطرِ
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.