اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٥٣
M5:1353 — چونک با جاروب در را وا گشاد / گفت خاتون زیر لب کای اوستاد
M5:1353
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
وقتی کنیزک برای پنهان کردن کارش، با جارویی در دست در را باز کرد، خاتون که از ماجرا خبر داشت، با کنایه و تمسخر زیر لب او را «استاد» خطاب کرد.
این بیت لحظهای از رویارویی پنهانی میان خاتون و کنیزکش را به تصویر میکشد. خاتون که از رابطهٔ پنهانی کنیزک با خر آگاه شده و از روی حسادت در کمین او بوده، اکنون شاهد تلاش ناشیانهٔ او برای عادی جلوه دادن اوضاع است. کنیزک با جارویی در دست ظاهر میشود تا وانمود کند مشغول نظافت بوده است.
واکنش خاتون، یعنی «کای اوستاد» گفتن، طعنهای چندلایه است. از یک سو، او مهارت کنیزک در تربیت خر و صحنهسازی را به تمسخر میگیرد و او را استاد این کارهای پنهانی میخواند. از سوی دیگر، این کلمه حاکی از خشم و حسادت فروخوردهٔ خاتون است. او که خود را مالک و صاحب حق میداند، اکنون در برابر «استادی» کنیزک احساس حقارت میکند. این عبارت که «زیر لب» گفته میشود، نشاندهندهٔ آغاز یک نقشهٔ انتقامجویانه است که در سکوت و حیله شکل میگیرد و به فاجعهٔ پایانی داستان منجر خواهد شد.
- وا گشاد
- باز کرد
- خاتون
- بانوی خانه، خانم بزرگ
- کای
- مخفف «که ای»، برای ندا و خطاب
- اوستاد
- استاد، ماهر (در اینجا با طعنه به کار رفته است)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.