اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٥٧
M5:1357 — بعد از آن گفتش که چادر نه به سر / رو فلان خانه ز من پیغام بر
M5:1357
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
خاتون برای اینکه کنیز را از خانه دور کند تا با خر تنها شود، به بهانهای او را برای رساندن پیغامی به جایی میفرستد.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان است که در آن، نقشهٔ شوم خاتون عملی میشود. او که کنیز را در حال رابطه با خر دیده و اکنون خود اسیر همان شهوت کور شده، باید کنیز را از صحنه خارج کند. به همین دلیل، فرمانی عادی و روزمره صادر میکند: «چادرت را سر کن و پیغامی از من ببر.»
ظاهر این فرمان کاملاً طبیعی و بیخطر است، اما در باطن، مقدمهچینی یک فاجعه است. این دستور، ریاکاری و فریب خاتون را نشان میدهد که چگونه برای رسیدن به خواستهٔ نفسانی خود، نزدیکترین فرد به خود را با بهانهای موجه دور میکند. مولانا با توصیف این صحنهٔ ساده، تضاد میان ظاهر آرام و نیت ویرانگر درونی را به تصویر میکشد. این بیت، آرامش قبل از طوفان است؛ لحظهای که در آن، شهوتِ لگامگسیخته، راه را برای نابودی خود هموار میکند.
- نه به سر
- بر سر بگذار، سر کن
- فلان خانه
- خانهای نامشخص، فلان جا
- پیغام بر
- پیام ببر، پیغام را برسان
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.