اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٦٠
M5:1360 — بود از مستی شهوت شادمان / در فرو بست و همیگفت آن زمان
M5:1360
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
خاتون که از شدت شهوت سرمست و شادمان بود، در را بست و با خود شروع به حرف زدن کرد.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان را به تصویر میکشد. خاتون، کنیزک را به بهانهای از خانه بیرون فرستاده تا با خر تنها باشد. مولانا حالت روانی او را «مستی شهوت» توصیف میکند؛ یعنی نیروی غریزه آنچنان بر او چیره شده که مانند فردی مست، قدرت تشخیص و آیندهنگری را از دست داده است. بستنِ در، هم اقدامی عملی برای ایجاد خلوت است و هم نمادی از بستنِ درهای عقل و شرم به روی خود.
این شادی و سرمستی، شادیِ حاصل از رسیدن به یک هدف پست و حیوانی است. مولانا با این تصویرسازی، زمینه را برای فاجعهای که در پیش است آماده میکند. این بیت نشان میدهد که چگونه شهوتِ کور، فرد را به سوی نابودی میکشاند، در حالی که خودِ فرد در آن لحظه، این مسیر را عین خوشبختی و کامروایی میپندارد. شادی او، شادیِ غفلت است، نه شادیِ آگاهی.
- فرو بستن
- بستن، قفل کردن
- همیگفت
- میگفت (شکل قدیمی فعل استمراری)
- آن زمان
- در آن لحظه، در همان وقت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.