اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٩٨
M5:1398 — لقمه اندازه خور ای مرد حریص / گرچه باشد لقمه حلوا و خبیص
M5:1398
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت هشدار میدهد که انسان حریص باید در هر کاری، حتی لذتبخشترین کارها، حد و اندازه را نگه دارد و از شهوت و طمع بیاندازه بپرهیزد.
این بیت در دل داستان کنیزک و خاتون روایت میشود. خاتون به دلیل تقلید کورکورانه و شهوترانی بیحد، جان خود را از دست میدهد. مولانا از این داستان نتیجهای کلی میگیرد و مستقیماً خواننده را خطاب قرار میدهد.
«لقمه» در اینجا فقط به معنای غذا نیست، بلکه نمادی از هرگونه لذت، مقام، دانش یا تجربهای است که نفس انسان به آن طمع میورزد. «حلوا و خبیص» نیز کنایه از جذابترین و فریبندهترین لذتهاست. پیام اصلی این است که حتی در پی دلپذیرترین امور نیز باید «اندازه» را شناخت و رعایت کرد. این «اندازه» همان عقل، شرع، یا راهنمایی استادی است که از آن غفلت شده بود. همانطور که خاتون به دلیل نادیده گرفتن «کدو» (که نماد همان اندازه و محدودیت بود) هلاک شد، هر انسانی که در برابر حرص و شهوت نفس تسلیم شود و حد و مرزها را بشکند، خود را به ورطه نابودی میکشاند. این اصل، یکی از پایههای اخلاق و سلوک در عرفان است: کنترل نفس و پرهیز از افراط (اسراف).
- خبیص
- نوعی حلوای قدیمی که از خرما و روغن درست میشد؛ کنایه از شیرینی و لذت بسیار.
- حریص
- طمعکار، آزمند.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.