اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٤١٨
M5:1418 — ظاهرش دیدی سرش از تو نهان / اوستا ناگشته بگشادی دکان
M5:1418
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
تو تنها به ظاهر عمل توجه کردی و از حقیقت و راز پنهان آن غافل ماندی؛ پیش از آنکه به استادی و مهارت برسی، اقدام به کاری کردی که در آن تخصص نداشتی و به همین دلیل هلاک شدی.
این بیت بخشی از نوحهی کنیزک بر سر جنازهی خاتون است. خاتون با دیدن رابطهی کنیزک با خر، تنها به تقلید ظاهری و سطحی از آن عمل دست زد، اما از «راز» و نکتهی کلیدی آن — یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل و ایمنی به کار میبرد — غافل ماند. این غفلت او را به هلاکت کشاند.
مولانا از این داستان نتیجهای عمیقتر میگیرد: بسیاری از افراد در سلوک معنوی یا هر حرفهی دیگری، تنها به پوستهی اعمال و رفتار بزرگان و استادان نگاه میکنند و بدون درک باطن، حکمت و شرایط آن، به تقلید کورکورانه میپردازند. «دکان گشودن پیش از استاد شدن» کنایهای است از ادعای مهارت و دست به کار شدن بدون طی کردن مراحل لازم برای کسب دانش و تجربه. این کار نه تنها به خود شخص آسیب میزند، بلکه میتواند دیگران را نیز گمراه کند. این بیت هشداری است در برابر سطحینگری و شتابزدگی در راهی که نیازمند معرفت عمیق و استادی است.
- سِر
- راز، باطن، حقیقت پنهان
- اوستا
- استاد، ماهر، متخصص
- بگشادی دکان
- کنایه از شروع به کار کردن یا ادعای استادی کردن است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.