اقرأ› دفتر ٥› حكاية تلك البقرة الوحيدة في جزيرة كبيرة. يملأ الله تلك الجزيرة الكبيرة بالنباتات والرياحين لتكون علفًا للبقرة. حتى المساء تأكل البقرة كل ذلك وتسمن كالجبل. وعندما يأتي الليل، لا ينامها من الهم والخوف: "لقد رعت كل السهول، فماذا سآكل غدًا؟" فتنحف من هذا الهم. وعندما تستيقظ عند الفجر، ترى كل السهل أكثر خضرة وكثافة من الأمس، فتأكل وتسمن مرة أخرى، ثم يأتيها نفس الهم في الليل. وهكذا منذ سنوات طويلة، وهي ترى ذلك ولا تثق› بيت ٢٨٥١
M5:2851 — جمله صحرا را چرد او تا به شب / تا شود زفت و عظیم و مُنتَجَب
M5:2851
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این گاو تمام روز را به چرا در علفزار سرسبز میگذراند و آنقدر میخورد که بسیار چاق و فربه و درشتهیکل میشود.
این بیت مرحلهٔ اول از یک چرخهٔ معیوب را توصیف میکند که نماد انسان غافل و بیاعتماد به رزق الهی است. مولانا در این حکایت، گاوی را به تصویر میکشد که در جزیرهای پر از نعمت زندگی میکند. این گاو، نمایندهٔ نفسی است که تنها به ظاهر و به داشتههای فعلی خود مینگرد.
«چریدن تا شب» و «فربه شدن» نماد غرق شدن کامل در نعمتهای دنیوی و برخورداری بیحدوحصر از روزی خداوند است. خداوند هر روز سفرهای گسترده برای این گاو (نماد انسان) پهن میکند و او تا سرحد سیری کامل از آن بهرهمند میشود. این چاقی و بزرگی، اوج برخورداری مادی است. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که این برخورداری، به آرامش و اعتماد قلبی منجر نمیشود. این بیت، زمینه را برای بیت بعدی آماده میکند که در آن، ترس و اضطراب شبانه از فردای نامعلوم، تمام این فربهی و برخورداری را از بین میبرد. در واقع، این گاو نماد انسانی است که با وجود دیدن مکرر لطف و رزاقیت خداوند، هرگز به او اعتماد نمیکند و همواره در اضطراب آینده به سر میبرد.
- زفت
- درشت، ستبر، فربه
- مُنتَجَب
- برگزیده، انتخابشده، عالی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.