اقرأ› دفتر ٥› حكاية تلك البقرة الوحيدة في جزيرة كبيرة. يملأ الله تلك الجزيرة الكبيرة بالنباتات والرياحين لتكون علفًا للبقرة. حتى المساء تأكل البقرة كل ذلك وتسمن كالجبل. وعندما يأتي الليل، لا ينامها من الهم والخوف: "لقد رعت كل السهول، فماذا سآكل غدًا؟" فتنحف من هذا الهم. وعندما تستيقظ عند الفجر، ترى كل السهل أكثر خضرة وكثافة من الأمس، فتأكل وتسمن مرة أخرى، ثم يأتيها نفس الهم في الليل. وهكذا منذ سنوات طويلة، وهي ترى ذلك ولا تثق› بيت ٢٨٥٤
M5:2854 — اندر افتد گاو با جوع البقَر / تا به شب آن را چرد او سر به سر
M5:2854
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
گاو با حرص و ولع شدید شروع به چرا میکند و تا شب تمام علفزار را میخورد.
این بیت بخشی از تمثیل گاوی است که در جزیرهای سرسبز زندگی میکند. این گاو نماد «نفس» انسان است که اسیر ترس از آینده و حرص برای تأمین روزی است. مولانا در این بیت، اوج حرص و تلاش بیوقفهٔ این گاو را در طول روز به تصویر میکشد. عبارت «جوع البقر» که در پزشکی قدیم به معنای گرسنگی بیمارگونه و سیریناپذیر بوده، در اینجا به شکلی کنایهآمیز به کار رفته است: گاو دچار «گرسنگی گاوی» میشود! این ولع شدید، او را وامیدارد که تمام مرتع را «سر به سر» بچرد و چیزی باقی نگذارد.
نکتهٔ اصلی داستان در تضاد میان این تلاش حریصانه در روز و اضطراب بیمورد در شب است. گاو هر روز شاهد لطف بیپایان خداوند است که دشت را پر از روزی میکند، اما این مشاهدهٔ مکرر، به «ایمان» و آرامش قلبی منجر نمیشود. به محض غروب آفتاب، ترس از «فردا چه بخورم؟» تمام وجودش را فرا میگیرد و او را لاغر و نحیف میکند. این بیت، مرحلهٔ انباشت و حرص را نشان میدهد که مقدمهای برای ترس از دست دادن در شب است. مولانا از این طریق، وابستگی انسان به اسباب مادی و غفلت او از «مسببالاسباب» یعنی خداوند را نقد میکند.
- جوع البقَر
- گرسنگی گاوی؛ نوعی بیماری که در آن فرد هرچه میخورد سیر نمیشود، پرخوری عصبی.
- اندر افتد
- دچار میشود، مبتلا میشود، شروع میکند.
- سر به سر
- به طور کامل، از اول تا آخر، سراسر.
- چرد
- میچَرَد، (علف) میخورَد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.