اقرأ دفتر ٦ ذم التقاليد البالية التي تمنع ذوق الإيمان ودليل ضعف الصدق، وقطاع طريق لمئات الآلاف من الحمقى، كما كانوا قطاع طريق لذلك المخنث الذي كان يعبر من بين الأغنام ولم يجرؤ على المرور، وسأل المخنث الراعي: هل أغنامك هذه تؤذيني؟ قال: يا رجل، إن كنت رجلاً وفي عروقك رجولة فكلها فداك، وإن كنت مخنثاً فكل واحدة منها أفعى لك. وهناك مخنث آخر يرى الأغنام فيعود فوراً، ولا يجرؤ على السؤال خوفاً من أن تهجم عليه الأغنام وتؤذيه بيت ١٩٦

M6:196 — گفتش ای عم یک شهادت تو بگو / تا کنم با حق خصومت بهر تو

گفتش ای عم یک شهادت تو بگوتا کنم با حق خصومت بهر تو
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:196

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیامبر به عمویش گفت: «عموجان، یک شهادتین بر زبان بیاور تا من به خاطر تو نزد حق تعالی، از تو دفاع کنم.» معنا: این بیت بخشی از داستانی است که در آن پیامبر اسلام از عمویش ابوطالب می‌خواهد ایمانش را علناً اظهار کند و به او قول می‌دهد که نزد خداوند از او شفاعت و دفاع خواهد کرد.

شرح

این بیت که از دفتر ششم مثنوی است، به داستانی از پیامبر اسلام و عمویش ابوطالب اشاره دارد. ماجرا این است که پیامبر از ابوطالب می‌خواهد که ایمانش را علناً اعلام کند، اما ابوطالب به دلیل هراس از سرزنش و بدنامی در میان اعراب، از این کار سر باز می‌زند.

مولانا در اینجا مسئله‌ای عمیق را به تصویر می‌کشد: تقیه و پرهیز از ابراز حقیقت ایمان، نه از سر ترس از جان، بلکه از ترس از قضاوت مردمان. ابوطالب نگران است که اعراب بگویند او به خاطر یک «طفل» (پیامبر)، دین آباء و اجداد خود را رها کرده است. این شرم و ملاحظات اجتماعی، حجابی می‌شود بر روی حقیقت دل.

نکته کلیدی در این بیت، فهم درست عبارت «تا کنم با حق خصومت بهر تو» است. این به هیچ وجه به معنای دشمنی با خداوند نیست. همان‌طور که در قرآن هم داریم «وَ لا تَکُن لِلخائِنینَ خَصیماً»، «خصیم» در اینجا به معنای وکیل مدافع و مدافع است. یعنی پیامبر به ابوطالب قول می‌دهد که اگر او شهادتین را بر زبان آورد، خود، وکیل مدافع او در پیشگاه حق تعالی خواهد شد و از جانب او با خداوند «خصومت» خواهد کرد، یعنی از او دفاع خواهد نمود. این وعده‌ای است از سوی بالاترین وکیل عالم، پیامبر خاتم، به عموی خود.

مولانا در ادامه داستان و در تفسیر این موقعیت ابوطالب، مسئله جذبه الهی و توفیق را مطرح می‌کند. می‌گوید «لیک گر بودیش لطف ما سبق / کی بدی این بددلی با جذب حق». اگر لطف الهی و جذبه حق، پیش از این، سراغ ابوطالب آمده بود، هرگز این «بددلی» و تردید از آشکار کردن ایمان در او باقی نمی‌ماند. او نیز مانند بسیاری از صحابه پیامبر، شجاعانه بر ایمان خود می‌ایستاد و از جان می‌گذشت، نه اینکه از حرف مردم بهراسد. این ملامت مولانا نه سرزنش ابوطالب به شخصه، بلکه یک نکته فلسفی و عرفانی است درباره اینکه ایمان راستین، با شجاعت و بی‌باکی همراه است و تردید و پنهان‌کاری، نشان از نقصان در جذبه الهی دارد.

این تردید و ترس از حرف مردم، مسئله‌ای است که مولانا در جای دیگری نیز به آن اشاره می‌کند که چگونه "چشم بد" و حسد می‌تواند آدمی را از مقصود باز دارد. در آنجا می‌گوید: «جز به رمز ذکر حال دیگران / شرح حالت می‌نیارم در بیان» یعنی برای اینکه از حال خود بگویم، به رمز و با حکایت دیگران سخن می‌گویم. این خود نشان از آن دارد که حتی عارفان نیز گاهی برای حفظ حقیقت، دست به تمویه می‌زنند تا از چشم و گوش بد، در امان بمانند. اما تفاوت اینجاست که ابوطالب از سر بددلی تقیه می‌کند، نه از سر مصلحت‌سنجی یک عارف. مولانا در اینجا به وضوح شجاعت ایمانی را ستایش می‌کند و عدم آن را نشانه کمبود جذبه حق می‌داند. این مسئله نهایتاً به بحث مهم‌تر اختیار و امانت الهی منتهی می‌شود که آیا انسان قدرت انتخاب ایمان علنی را دارد یا نه و اینکه پذیرش امانت اختیار تا چه اندازه ریسک‌پذیر است.

نکات کلیدی

  • ترس از قضاوت مردم می‌تواند مانع ابراز ایمان حقیقی شود.
  • عبارت «خصومت با حق» در اینجا به معنای دفاع از کسی در پیشگاه خداوند است، نه دشمنی با او.
  • پیامبر اکرم (ص) به عمویش ابوطالب قول وکیل مدافعی در محضر حق می‌دهد.
  • تردید و پنهان‌کاری در ایمان، نشانه‌ای از نقصان در «جذبه حق» و لطف الهی است.
  • ایمان حقیقی با شجاعت و بی‌باکی در اظهار حق همراه است.

Sources: d6-s05 · 23:44 d6-s05 · 24:52 d6-s05 · 25:55

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.