اقرأ دفتر ٦ سؤالُ ذلك الوافدِ حرمَ الشيخِ: أين الشيخ؟ أين نجده؟ وجوابُ الحرمِ غيرُ الموفّقِ بيت ٢٠٦١

M6:2061 — جیفة اللیلست و بطال النهار / هر که او شد غرهٔ این طبل‌خوار

جیفة اللیلست و بطال النهارهر که او شد غرهٔ این طبل‌خوار
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:2061

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او مردهٔ شب و بیکارهٔ روز است؛ هر آن که به این طبل‌خوار فریفته شود. معنا: این بیت به صوفیان ریاکار و طفیلی اشاره دارد که شب‌ها مانند مردگان بیهوش می‌خوابند و روزها به بطالت می‌گذرانند، و مولانا هشدار می‌دهد که هر که از اینان پیروی کند، به همان تباهی دچار خواهد شد.

شرح

مولانا، در این بیت از مثنوی، نقدی بس تند و گزنده بر صوفیان ریاکار زمانهٔ خود وارد می‌آورد. این بیت، بخشی از سلسله‌ای از نقدهاست که ایشان بر خانقاه‌نشینان و مدعیان شیخوخیت وارد کرده‌اند و بی‌آنکه نام ببرد، شیوهٔ زندگی آنان را به سخره می‌گیرد و به تباهی می‌کشاند.

من می‌گویم که مولانا در اینجا دو صفت نکوهیده را برای این مدعیان برشمرده است: «جیفة اللیل» و «بطال النهار». «جیفة اللیل» یعنی کسی که شب‌ها چون مرداری افتاده و بی‌حس و حرکت است؛ نه بیدار به عبادت و نه مشغول به ذکر. وجودش در شب، همچون کالبدی بی‌جان، بی‌اثر است. و «بطال النهار» یعنی بیکاره و بی‌حاصل در روز؛ کسی که هیچ شغل و حرفه‌ای ندارد، به کسب حلال نمی‌پردازد، و در انتظار آن است که از دیگران چیزی به او برسد. این همان چشم دوختن به «فتوحات» و نذورات مردم است که موجب می‌شد صوفیان خانقاه‌نشین به جای کار و کوشش، به بطالت بگذرانند و از دسترنج دیگران ارتزاق کنند.

عبارت «طبل‌خوار» نیز کنایه از همین ریاکاری و طلب شهرت است. کسی که چون طبل‌زن، با هیاهو و سروصدا توجه مردم را جلب می‌کند تا از آنان نان و نوا بگیرد، اما در باطن خالی و بی‌محتواست. مولانا هشدار می‌دهد که «هر که او شد غرهٔ این طبل‌خوار» — یعنی هرکس که فریب این شیادان را بخورد و مرید آنان شود، یا به آنان عزت نهد و خود را به ایشان مشغول کند — سرنوشتی جز همسانی با ایشان نخواهد داشت. او نیز «جیفة اللیل و بطال النهار» خواهد شد؛ یعنی هم از نظر معنوی تباه می‌گردد و هم از نظر مادی به تنبلی و طفیلی‌گری کشیده می‌شود.

این نقد مولانا حتی از بسیاری از نقدهای حافظ بر صوفیان هم تندتر است. حافظ بیشتر از «عُجب خانقاهی» و «ترش‌رویی» صوفیان گله می‌کند و باده‌نوشی را وسیله‌ای برای دوری از این خصلت‌های ناپسند می‌داند. اما مولانا به اصل زندگی اینان می‌پردازد و فساد اخلاقی و معنوی آنان را به تفصیل تصویر می‌کند. این صوفیان غالباً درس خواندن را نیز مکروه و حتی حرام می‌شمردند و از کسب علم روی‌گردان بودند، تا آنجا که قلم در جیب داشتن را «عورت» می‌دانستند. این جهل و بی‌عملی، همراه با ریاکاری و طفیلی‌گری، تصویری است که مولانا از این گروه به دست می‌دهد و راه پیروی از آنان را به صراحت می‌بندد. این همان چیزی است که حتی علاءالدوله سمنانی، از صوفیان بزرگ، نیز نتوانست تحمل کند و صوفیان خانقاه خود را به کار در مزارع و عرق ریختن وادار می‌کرد تا از این بطالت و مفاسد برهند. مولانا راه سعادت را در این بی‌عملی و طبل‌خواری نمی‌بیند؛ او سالک را به مسیر بیداری و کوشش، چه در ظاهر و چه در باطن، فرا می‌خواند.

نکات کلیدی

  • مولانا به تندی صوفیان ریاکار زمانهٔ خود را نقد می‌کند که شب‌ها در غفلتند و روزها به بطالت می‌گذرانند.
  • عنوان «طبل‌خوار» کنایه از کسانی است که با نمایشگری و هیاهو، زندگی طفیلی‌وار دارند و چشم به نذورات مردم دوخته‌اند.
  • هر کس فریب این «طبل‌خواران» را بخورد، به همان بی‌عملی و تباهی معنوی گرفتار خواهد شد.
  • این صوفیان از کسب علم و دانش نیز رویگردان بودند و آن را ناپسند می‌شمردند.
  • مولانا مسیر سعادت را در بیداری و کوشش، و دوری از ریاکاری و تنبلی می‌بیند.

Sources: d6-s46 · 15:52 d6-s46 · 17:11 d6-s46 · 19:03

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.