اقرأ دفتر ٦ تمام كتاب الموطأ الكريم بيت ٣٠

M6:30 — نقل خارستان غذای آتش است / بوی گل قوت دماغ سرخوش است

نقل خارستان غذای آتش استبوی گل قوت دماغ سرخوش است
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:30

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خارستان خوراک آتش است؛ اما بوی گل، نیروی جانِ سرخوش است. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که هر چیز در عالم، حتی خوارترین آن، کارکردی دارد و در جای خود به مصرف می‌رسد؛ چنانکه خاشاک خوراک آتش است و بوی خوش گل، مایهٔ نشاط جان‌های شادکام.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات همجوارش، پرده از یک نظام تدبیری حکیمانه در عالم برمی‌گیرد؛ نظمی که در آن هیچ چیز زائد و بی‌کارکرد نیست. خارستان، که ممکن است در نگاه ما بی‌ارزش یا حتی مضر بنماید، غذای آتش است؛ یعنی در چرخهٔ هستی، مایهٔ اشتعال و حرکت است. در مقابل، بوی گل، که لطیف و اثیری است، مایهٔ قوت و نشاط «دماغ سرخوش» می‌شود؛ اشاره‌ای به قوای ادراکی و روانی انسانی که اهل طرب و سرورند و از لطایف بهره می‌برند.

این تنها مثالی از یک اصل کلی‌تر است. مولانا می‌افزاید که عالم الهی، تدبیری این‌چنین جامع اندیشیده است: در برابر هر زهر، پادزهری آفریده؛ و برای پاک کردن هر پلیدی، آب را مهیا ساخته است. این جهان به گونه‌ای طراحی شده که خود را تصفیه و متعادل کند. هیچ نقصان و کجی، بی‌جبران و ترمیم باقی نمی‌ماند، و این خود نشانه‌ای از حکمت باری‌تعالی است.

از همین جا، مولانا گامی فراتر می‌نهد و این دیدگاه کارکردگرایانه را به یکی از بنیادی‌ترین اصول متافیزیک خود تعمیم می‌دهد: اینکه «این جهان جنگ است کل، چون بنگری». این تضادها و مکمل بودن‌ها، نه تنها به معنای ستیز محض نیست، بلکه اساساً جوهر و موتور محرکهٔ حیات این عالم مادی است. عالم طبیعت، به زعم مولانا، از دو صفت ذاتی برخوردار است که در عالم بالا یافت نمی‌شود: «تعدد» و «تضاد». این تضاد و جدال اضداد است که منجر به ترکیب‌ها و تجزیه‌ها می‌شود و در نهایت، به سرمدی نبودن و فانی شدن این جهان می‌انجامد. برخلاف تفسیرهای سطحی که گاه مولانا را در این باب با فیلسوفانی چون هگل مقایسه می‌کنند، من تأکید دارم که تلقی مولانا از تضاد، اگرچه عمیق و بنیادین است، اما تفاوت‌های شگرفی با دیالکتیک فلسفی مدرن دارد. برای مولانا، این تضاد، نه صرفاً یک مفهوم انتزاعی یا موتور پیشرفت تاریخ، بلکه خصیصهٔ ذاتی و عملیاتی عالم اسفل و طبیعت است که بقای آن را در گروی حرکت و تغییر دائمی قرار داده است.

نکات کلیدی

  • هیچ چیز در عالم زاید نیست؛ هر موجودی، حتی خار، کارکردی در نظام کلی هستی دارد.
  • وجود تضادها (خار و گل، زهر و تریاق) نشانگر حکمت الهی در حفظ تعادل و پویایی عالم است.
  • آنچه غذای آتش است، با آنچه مایهٔ نشاط جان است، هر دو ضروری و دارای جایگاهی یگانه هستند.
  • این جهان، بر پایهٔ «جنگ اضداد» بنا شده است که موتور محرکهٔ حیات و تغییر است.
  • برخلاف تصور اولیه، تضاد در نگاه مولانا نه ویرانگر محض، بلکه سازندهٔ ترکیب‌ها و حرکت‌های عالم است.

Sources: d6-s01 · 00:58:30 d6-s01 · 01:01:12

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.