اقرأ دفتر ٦ علمُ ذلك الغريبِ بوفاةِ المحتسبِ، واستغفارُه من الاعتمادِ على المخلوقِ والتعويلِ على عطاءِ المخلوقِ، وتذكرُه لنعمِ الله، وتوبتُه إلى الله من ذنبِه: "ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ" بيت ٣١٢٥

M6:3125 — او زرم داد و تو دست زرشمار / او ستورم داد و تو عقل سوار

او زرم داد و تو دست زرشماراو ستورم داد و تو عقل سوار
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:3125

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او به من زر (ثروت) داد، اما تو دست زرشمار (توانایی شمارش و بهره‌برداری از آن) را عطا کردی. او به من ستور (مرکب) داد، اما تو عقل سوار (خرد لازم برای هدایت آن) را بخشیدی.

معنا: این بیت بر تفکیک میان عطایای مادیِ مخلوقات و نعمات بنیادی و توانمندسازِ خداوند تأکید دارد؛ خداوند نه فقط ابزار، بلکه قوای باطنیِ لازم برای استفاده از آن ابزار را می‌بخشد.

شرح

این ابیات که از زبان یک وامدار بازگشته به خویشتن بیان می‌شود، معنایی روشن و بی‌ابهام دارد؛ و همان‌طور که خود مولانا و شرح‌دهندگانش گفته‌اند، «حاجت به شرح چندان ندارد.» اما همین وضوح، دروازه‌ای است به نکته‌ای عمیق در باب توحید و توکل که دکتر سروش بر آن تأکید می‌کند.

من معتقدم این بیت، تمایزی کلیدی را میان آنچه مخلوق می‌دهد و آنچه خالق می‌بخشد، ترسیم می‌کند. مخلوق، در اینجا همان «خواجه» یا ولی‌نعمت دنیایی، می‌تواند اشیاء مادی و بیرونی چون زر (ثروت) و ستور (مرکب) را عطا کند. اما خداوند، به فراست مولانا، آن قوای درونی و توانمندی‌های حیاتی را می‌دهد که لازمه بهره‌برداری از آن اشیاء است: «دست زرشمار» که توانایی شمارش و مدیریت ثروت است؛ و «عقل سوار» که خرد و قابلیت هدایت و کنترل مرکب را فراهم می‌آورد. این تمایز در ابیات بعدی نیز ادامه می‌یابد: «او کله بخشید و تو سر پرخرد، او قبا بخشید و تو بالا و قد»، به این معنا که مخلوق ظاهر را می‌بخشد و خالق باطن و جوهر و توانایی را.

این نگاه به نوعی مکمل بحث من در باب توکل است. توکل به معنای صحیح، آن نیست که انسان اسباب را تعطیل کند و کار خود را به خداوند بسپارد؛ بلکه توکل یعنی سپردن «کار خدا به خدا» در چارچوب اسباب و مسببات. ما باید به جد و جهد در این عالم عمل کنیم، چرا که خداوند «اسباب» را برای رسیدن به «اهداف» قرار داده است. در واقع، مراجعه به مخلوقات نیز، در نهایت، رجوع به خداست، زیرا «خدا تو همین مخلوقات نشسته است.» این ابیات نشان می‌دهد که حتی وقتی از یک انسان خیری به ما می‌رسد، آن خیر نه فقط از او، بلکه از «دست زرشمار» و «عقل سوار» و «سر پرخرد» ما نیز هست که همه عطایای مستقیم الهی هستند. این همان جایی است که صوفیان باید مراقب باشند تا تنبلی خود را توکل ننامند؛ چرا که خدا هم اسباب را داده و هم نیروی استفاده از اسباب را.

نکته دیگری که در همین سیاق مطرح می‌شود، این است که حتی «سخا و رحم» و سایر اوصاف نیکو که در انسان‌ها می‌یابیم، در نهایت از آنِ اوست، «آن سخا و رحم هم تو دادی‌اش». این اوصاف نه فقط خلق‌شدهٔ او هستند، بلکه «اصلاً مظهر توئه.» یعنی صفات نیکوی انسان‌ها، تجلی و انعکاس صفات الهی در عالم امکان‌اند. بنابراین، انسان در هر لحظه و در هر فعل خود، نیازمند به لطف و عنایت بی‌واسطهٔ حق است، حتی برای استفاده از عطایایی که ظاهراً از سوی مخلوقات به او رسیده است.

نکات کلیدی

  • خداوند نه فقط ابزار، بلکه توانایی‌های باطنی برای بهره‌برداری از آن‌ها (مثل دست زرشمار و عقل سوار) را می‌بخشد.
  • عطایای مخلوقات ظاهری است؛ عطایای خالق، جوهری و توانمندساز.
  • توکل صحیح، به معنای بهره‌گیری از اسباب و در عین حال شناختن خداوند به عنوان منبع اصلی همه توانایی‌هاست.
  • تنبلی به اسم توکل، سوءتعبیری از توحید افعالی است.
  • همه صفات نیکوی انسانی، تجلیات و انعکاس‌های صفات الهی در عالم‌اند.

Sources: d6-s70 · 09:00 d6-s70 · 10:02 d6-s70 · 11:10

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.