اقرأ دفتر ٦ علمُ ذلك الغريبِ بوفاةِ المحتسبِ، واستغفارُه من الاعتمادِ على المخلوقِ والتعويلِ على عطاءِ المخلوقِ، وتذكرُه لنعمِ الله، وتوبتُه إلى الله من ذنبِه: "ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ" بيت ٣١٩٤

M6:3194 — تن مبین و آن مکن کان بکم و صم / کذبوا بالحق لما جائهم

تن مبین و آن مکن کان بکم و صمکذبوا بالحق لما جائهم
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:3194

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جسم را مبین و آن مکن که گوش و چشم باطنی‌ات را کر و کور کند؛ زیرا آنان حق را چون به سویشان آمد، تکذیب کردند. معنا: این بیت به انسان هشدار می‌دهد که از نگاه صرفاً مادی به پدیده‌ها فراتر رود و از کوری و کری معنوی که مانع درک حقیقت حضور الهی در مظاهر می‌شود، بپرهیزد.

شرح

این بیت گوهری است که مولانا در آن به جوهر ادراک عارفانه می‌پردازد. مولانا به ما هشدار می‌دهد که در مواجهه با حقایق هستی، گرفتار سطح‌بینی و ظاهربینی نشویم. «تن مبین»، یعنی چشم ظاهر را از دیدن صرف جسم و صورت مادی بردار؛ نگذار که قفس تن، تو را از پرواز روح بازدارد. این یک دعوت به عبور از «نحو» و رسیدن به «محو» است، دعوتی برای دیدن جوهر پنهان در پس پدیدارها. تعبیر «آن مکن کان بکم و صم» اشاره‌ای است به کسانی که گوش‌های باطنی‌شان ناشنوا و چشم‌های دل‌شان نابیناست. اینها همانانی هستند که حقیقت، آشکارا به سراغشان می‌آید، اما چون در بند حواس ظاهری و پیش‌فرض‌های مادی خود مانده‌اند، از ادراک آن عاجزند و آن را تکذیب می‌کنند. مولانا بلافاصله با عبارت قرآنی «کذبوا بالحق لما جائهم» این نکته را تثبیت می‌کند؛ گویا می‌گوید این قصه کفر ورزیدن به حق، داستانی کهنه و تکراری است و ریشه در همین ظاهربینی دارد. ما بارها دیده‌ایم که مولانا برای تبیین حضور حق در اولیاء و واصلان، به آیه شریفه «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» استناد می‌کند. آنجا که پیامبر مشتی خاک می‌افشاند و قرآن می‌فرماید که افکندن تو، افکندن خدا بود. این به معنای این است که فعل ولی حق، فعل خداوند است. بینشی که می‌گوید نباید صرفاً به دستِ بشری که خاک را افشاند نگریست، بلکه باید دستِ حق را در آن دید. حال اگر کسی در حضور یک «ولی»، تنها جسم و صورت انسانی او را ببیند و صفات الهی‌ای که در او متجلی شده است را منکر شود، او همان کور و کر معنوی است. تمثیل مشهور مولانا در دفتر دوم، که آهن را در کوره آتش می‌گذارند و آنچنان گداخته می‌شود که صفات آتش را به خود می‌گیرد – می‌سوزاند، می‌تابد، داغ است – گواه همین معناست. آهن، آهن است، اما گویی آتش شده است. حال اگر کسی در این حال بگوید: «این فقط آهن است و آتش نیست»، او به چشم ظاهربین خود اعتماد کرده و از درک حقیقتِ مستتر بازمانده است. «تن مبین» یعنی این؛ یعنی از این سطحی‌نگری پرهیز کن. آنچه از رهروان راه حق انتظار می‌رود، عبور از تن و رسیدن به «تن پر از خدا»ست؛ همان جایی که صفات الهی در وجود بنده متجلی می‌شود و افعالش، افعال حق می‌گردد. این بینش، جوهر توحید افعالی است که در سلوک عارفانه مولانا تجلی یافته است. مباد که این جلوه را در سایه دیدن جسم، از کف دهیم.

نکات کلیدی

  • فراتر از ظاهر بنگرید: حقیقت در پس صورت‌ها پنهان است و تنها با نگاه باطنی آشکار می‌شود.
  • از کوری و کری معنوی بپرهیزید: ناتوانی در درک حضور الهی در پدیده‌ها، همان تکذیب حق است.
  • افعال اولیاء، افعال حق است: در عارف واصل، جسم تنها جلوه‌ای از روح الهی است؛ فعل او فعل خداست.
  • تمثیل آهن در آتش: موجودی که غرق در تجلی حق می‌شود، صفات حق را به خود می‌گیرد، گرچه ماهیت خود را حفظ کند.

Sources: d6-s72 · 00:13:57 d6-s72 · 00:17:05

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.