اقرأ دفتر ٦ بيانُ استمدادِ العارفِ من نبعِ الحياةِ الأبديةِ، واستغناؤه عن الاستمدادِ والجذبِ من ينابيعِ المياهِ الخائنةِ، علامةُ ذلك التجافي عن دارِ الغرورِ، فالإنسانُ إذا اعتمدَ على إمداداتِ تلك الينابيعِ، يتراخى دائمًا في طلبِ النبعِ الباقي. يجبُ أن تكونَ قناتُ الماءِ من داخلِ روحِكَ، حتى لا تفتحَ لكَ أبوابًا من العارياتِ. نبعُ ماءٍ واحدٍ من داخلِ البيتِ خيرٌ من جدولٍ يأتي من الخارجِ بيت ٣٦١٧

M6:3617 — فاعل و مفعول در روز شمار / روسیاهند و حریف سنگسار

فاعل و مفعول در روز شمارروسیاهند و حریف سنگسار
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:3617

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در روز رستاخیز، هم آن که فریب می‌دهد و هم آن که فریب می‌خورد، هر دو شرمسار و سزاوار مجازات سنگسارند. معنا: مولانا می‌گوید که در سرای آخرت، هم فریب‌کار (چون شیطان) و هم انسانی که با فریب‌خوردگی از راه راست منحرف شده، هر دو رو سیاه و سزاوار عذاب خواهند بود.

شرح

مولانا در اینجا به فرجام کار فریب‌کاران و فریب‌خوردگان می‌پردازد، و بی‌پرده اعلام می‌کند که بر خلاف تصور عامه، تنها فاعل فریب مستحق مجازات نیست، بلکه مفعول آن نیز در این رسوایی و مجازات شریک است. این سخن در ادامهٔ بحث مولانا از مکر شیطان و وسوسه‌های اوست که آدمی را به طمعِ یاری و رهایی دروغین، به ورطهٔ خطر می‌افکند و آنگاه که خطر رخ می‌نماید، پشت می‌کند و او را به تمسخر می‌گیرد. شیطان به آدمیِ فریب‌خورده می‌گوید که «تو نترسیدی ز عدل کردگار / من همی ترسم تو دست از من بدار»؛ یعنی اگر تو از خداوند نمی‌ترسیدی، من می‌ترسم، پس مرا رها کن. اینجاست که مولانا حکم قاطع خود را صادر می‌کند و می‌فرماید: فاعل و مفعول، یعنی فریب‌کار و فریب‌خورده، یا به تعبیر دیگر راهزن و رهزده، در روز شمار (روز قیامت و حسابرسی اعمال) هر دو «روسیاهند» که نمادی از شرمساری و خواری است و «حریف سنگسار»؛ یعنی سزاوار شدیدترین مجازات‌ها هستند.

من این را «مسئولیت دوگانه» می‌نامم. مولانا در اینجا به صراحت بیان می‌کند که «گول» (یعنی کسی که ساده‌دلانه فریب خورده) و «غول» (یعنی راهزن فریب‌کار، آن موجود افسانه‌ای که مسافران را در بیابان گمراه می‌کند) هر دو از رستگاری و پیروزی بی‌نصیب خواهند بود. این نکته بسیار کلیدی است؛ گویی مولانا به ما می‌گوید که فریب خوردن، صرفاً یک تقدیر بیرونی نیست که انسان را از مسئولیت مبرا کند. بلکه فریب‌خوردگی خود نتیجهٔ نوعی غفلت و بی‌خبری درونی است. کسی که فریب می‌خورد، بخش مهمی از تقصیر بر گردن اوست که چرا عقل و بصیرت خود را به کار نگرفته و در دام حیله افتاده است. اینجاست که عبارت «هم خر و خرگیر اینجا در گل‌اند / غافلت اینجا و آنجا عافل‌اند» به اوج می‌رسد؛ هم کسی که چون خری ساده‌دل فریب خورده و هم کسی که او را فریب داده، هر دو در این دنیا در «گل» غفلت فرو رفته‌اند و در آن دنیا نیز بخت‌شان «عافل» خواهد شد، یعنی ستارهٔ اقبالشان غروب خواهد کرد و به ظلمات خواهند پیوست.

این بینش با نگاه بیرونی و تقصیر را به گردن دیگری انداختن متفاوت است. مولانا بر اهمیت خودشناسی و خودآگاهی تأکید دارد، حتی در مواجهه با وسوسه‌های شیطانی. او نه تنها شیطان را عامل گمراهی می‌داند، بلکه بر غفلت انسان از نفس خویش، ضعف بینش و عدم شناخت درستِ مسیر، انگشت می‌گذارد. به همین دلیل است که هر دو دسته، از دید او، در نهایت روسیاهی و سنگسار شریک خواهند بود. این نشان‌دهندهٔ دیدگاه دقیق و عمیق مولانا در باب مسئولیت‌پذیری انسان است؛ مسئولیتی که حتی در حالت فریب‌خوردگی نیز به تمامی از او ساقط نمی‌شود.

نکات کلیدی

  • در روز قیامت، هم فریب‌کار و هم فریب‌خورده هر دو مسئول اعمال خود و عواقب آن هستند.
  • فریب‌خوردگی، انسان را از مسئولیت غفلت و بی‌بصیرتی خود مبرا نمی‌کند.
  • مولانا با این بیت بر اهمیت هوشیاری و آگاهی درونی در برابر وسوسه‌ها تأکید می‌کند.
  • روسیاهی و سنگسار نماد شرمساری نهایی و مجازات شدید الهی برای هر دو گروه است.
  • دیدگاه مولانا بر مسئولیت‌پذیری فردی حتی در برابر نیروهای فریب‌دهنده بیرونی اصرار دارد.

Sources: d6-s80 · 00:05:06 d6-s80 · 00:06:11

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.