اقرأ دفتر ٦ انطلاقُ الأمراءِ في مملكةِ أبيهم بعدَ وداعِهم الملكَ، وإعادةُ الملكِ وصيتَه وقتَ الوداعِ إلى آخره بيت ٣٦٨٢

M6:3682 — سوی آهویی به صیدی تاختی / خویش را تو صید خوکی ساختی

سوی آهویی به صیدی تاختیخویش را تو صید خوکی ساختی
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:3682

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برای شکار آهویی به سویش تاختی، اما ناگاه خود را صید خوکی یافتی. معنا: این بیت بیان می‌کند که گاهی انسان برای دستیابی به مقصود بلند و ارزشمند خویش تلاش می‌کند، اما نتیجه کاملاً عکس شده و به جای موفقیت، خود دچار وضعیتی ناخواسته و پست‌تر می‌شود. این اشاره به نامعلوم بودن و تغییرپذیری نتایج تدبیرهای آدمی است.

شرح

ما در این بیت، تصویری گویا از واقعیتِ جهان‌بینی مولانا را پیش چشم داریم، واقعیتی که صددرصد با قاطعیت می‌توانم بگویم که در برابر هرگونه جبرگرایی و قطعیت‌انگاری می‌ایستد. مولانا در اینجا ما را با وضعیت تناقض‌آمیزی روبه‌رو می‌کند: آدمی به قصد صید آهو، این نماد ظرافت و زیبایی، به میدان می‌آید، اما در نهایت، خود را صیدِ خوکی می‌یابد، خوکی که نمادِ فرومایگی و پستی است. این تنها یک مثال نیست، بلکه تمثیلی ریشه‌دار از یک اصل بنیادین در هستی‌شناسی مولوی و البته عرفان اسلامی است.

به تعبیر بنده، این حکایت، بیانگر «فسخ عزائم و نقض همم» است. جمله‌ای که در نهج‌البلاغه هم آمده: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم». یعنی من خدا را از آنجا شناختم که دیدم عزیمت‌ها و طرح‌های دقیق ما به هم می‌ریزد و همت‌ها و اراده‌های ما نقش بر آب می‌شود. این نشانه‌ای است که جهان به پای خود نایستاده و یک «خفیه‌کار»، یک «سوار» پنهان، زمام امور را در دست دارد که گاهی برای بیدار کردن ما، این روند ظاهراً طبیعی را بر هم می‌زند.

مولانا در اینجا می‌خواهد بگوید که هرگز نباید صددرصد بر اسباب و علل ظاهر تکیه کرد. درست است که جهان بر قاعده علیت می‌گردد تا «دور غفلت چند گاه بماند»، اما همواره امکان وقوع استثنا وجود دارد. این همان نکته‌ای است که کانت هم در باب تداوم و علیت در طبیعت مطرح می‌کرد، هرچند که او آن را تحمیل ذهن می‌دانست و مولانا آن را به آفرینش مداوم الهی و دست غیبی نسبت می‌دهد. این تیر که به راست پرانده‌ای، ممکن است به چپ رود. این سود که برایش کوشیده‌ای، ممکن است به حبس بینجامد. چاهی که برای دیگری کنده‌ای، ممکن است خودت در آن بیفتی.

این بینش عمیق، پیامدهای مهمی دارد. در ساحت معرفت‌شناسی، به تواضع علمی می‌انجامد. اینکه بدانیم علم ما به قوانین طبیعت و تاریخ قلیل و سست است و هیچ قطعیتی در پیش‌بینی‌هایمان وجود ندارد. تاریخ نه در گرو جبر است، نه می‌توان به قطعیت آینده‌اش را پیش‌بینی کرد. فلاسفه‌ای چون مارکس و فوکویاما، هر کدام به نوعی قربانی همین توهم قطعیت شدند، غافل از آنکه یک «ریگ کوچک زیر چرخ قطار تاریخ» می‌تواند همه چیز را دگرگون کند. این همان «پاورتی آف ایمجینیشن»، یا ضعف تخیل بود که مانع دیدن احتمالات دیگر می‌شد.

در ساحت عمل، به تواضع عملی می‌رسیم. اینکه خود را «مستر» و «استاد» این جهان ندانیم. زمام اختیار امور تماماً در دست ما نیست. تدبیر می‌کنیم، اما همیشه «ان‌شاءالله» را در پس ذهن داریم. این حزم و حذر، همین پذیرش استثناهاست. گاهی تقدیر الهی، «خر را به صورت بز» نشان می‌دهد، به ویژه آنجا که آدمی با عشق و آرزویی خاص دنبال نتیجه‌ای می‌گردد و همین شیفتگی باعث می‌شود که خر، بز نماید و بز، خر. این «تقلیب خداست» که حقایق را گاهی وارونه می‌کند تا چشم‌های غافل را بیدار کند.

مولانا در این بیت و ابیات پسین، به زیبایی به سوفسطاییان نیز اشاره می‌کند. کسانی که گمان می‌کردند حقیقت قراردادی است و می‌توان آن را ساخت. اما پاسخ مولانا این است که انکار حقیقت، خود یک خیال است. همان‌طور که دکارت می‌گفت نمی‌توانم در شک کردن به شکم، شک کنم. نمی‌توان از اذعان به وجود یک حقیقت گریز داشت. این جهان، علی‌رغم کثرت علل ظاهری، سررشته‌اش یک‌جا و در دست یک «سوار» است. اسباب و علل، همچون «دم خر» هستند؛ دم خر امور را می‌چرخاند اما خود آن خر سواری دارد. تکیه بر دم خر، بدون آگاهی از سوار، عین غفلت است. اینها همه برای بیداری ماست که بدانیم جهان چنان که ما می‌پنداریم، مطلقاً مقهور تدابیر ما نیست.

نکات کلیدی

  • عدم قطعیت در نتایج تدابیر انسانی و احتمال وقوع پیامدهای عکس‌خواسته.
  • نقد تکیه مطلق بر علل ظاهری و جبرگرایی در طبیعت و تاریخ.
  • بروز "دست پنهان" یا اراده الهی در لحظات "فسخ عزائم" به عنوان عامل بیداری.
  • لزوم تواضع علمی و عملی در برابر جهان و نفی ادعای "پایان تاریخ" یا قدرت مطلق پیش‌بینی.
  • تحریف ادراک (خر به جای بز) در اثر آرزوها و خواسته‌های نفسانی.

Sources: d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 76:38:00

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.