اقرأ دفتر ٦ حكايةُ صدرِ جهانِ بخارى الذي كان أيُّ سائلٍ يسألُ بلسانِه يُحرمُ من صدقتِه العامةِ الكريمةِ. وقد سألَ ذلك العالمُ الفقيرُ بلسانِه ناسيًا وبسببِ فرطِ حرصِه وعجلتِه في موكبِ صدرِ جهانَ، فأعرضَ عنه. وكان الفقيرُ كلَّ يومٍ يبتكرُ حيلةً جديدةً، فمرةً يتنكّرُ في زيِّ امرأةٍ تحتَ الشادورِ، ومرةً يتظاهرُ بالعمى ويغطي عينيه ووجهه، فكان يعرفُه بفراستِه إلى آخره بيت ٣٨٣٩

M6:3839 — بلک مرگش بی‌عنایت نیز نیست / بی‌عنایت هان و هان جایی مه‌ایست

بلک مرگش بی‌عنایت نیز نیستبی‌عنایت هان و هان جایی مه‌ایست
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:3839

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بلکه حتی مرگ او نیز بدون عنایت نیست؛ آگاه باش، آگاه باش، بی‌عنایت در هیچ جا مکانی مگیر. معنا: بیت بیان می‌کند که حتی فرا رسیدن مرگ یک سالک بدون لطف و عنایت الهی نیست، و هشدار می‌دهد که هیچ تلاشی بدون تکیه بر این عنایت به ثمر نمی‌رسد و باید از آن پرهیز کرد.

شرح

من بر این باورم که این بیت، ستون فقراتِ معرفتِ مولانا را در باب رابطهٔ انسان و حق آشکار می‌سازد. مولانا در اینجا قاطعانه اعلام می‌کند که یک «عنایت» الهی، بر صدها کوشش و اجتهادِ بشری برتری دارد. کوشش‌های ما، اگرچه لازم به نظر می‌رسند، اما به ذاتِ خود مستعد فساد و انحراف‌اند؛ یعنی راه را گم می‌کنند یا به مقصدی نادرست می‌رسند. اما عنایتِ حق، چون خونی است که در رگ‌های هر تلاشی جریان می‌یابد و آن را به سلامت به مقصد می‌رساند.

نکتهٔ کلیدی‌تر اینجاست که این عنایتِ متعالی، به «مرگ» موقوف است. «مرگ» در اینجا، نه مرگِ جسمانی، بلکه مرگِ نفس و خودبینی و منیّت است. این همان ترکِ حیله است که صوفیان به آن باور دارند؛ «الحیلة ترک الحیلة». تا زمانی که نفسِ حیله‌گر در میان باشد، تا زمانی که انسان گمان کند با تدبیر خود می‌تواند راهی بگشاید، عنایتِ حق به تمام و کمال خود را نشان نمی‌دهد. آنگاه که انسان از «خود» بمیرد، آنگاه که بگوید "منی در میان نیست"، دریچه‌های عنایت گشوده می‌شود. این امر در حقیقت توسط ثقات و عارفانِ راه آزموده و تجربه شده است.

این معنا، ما را به حقیقتی دیگر رهنمون می‌شود: توزیعِ نعمت‌ها و عنایت‌های الهی در این جهان نابرابر است. این نکته‌ای است که بزرگان پنهان نکرده‌اند. همهٔ آدمیان در بهره‌مندی از استعدادها، فرصت‌ها و بختِ نیکو یکسان نیستند. برخی «بختیار» زاده می‌شوند و آبِ عنایت از چاه ناکنده در خانهٔ وجودشان می‌جوشد، و برخی دیگر هرچه چاه می‌کَنند، به آب نمی‌رسند. این نابرابری، نه فقط در مواهب طبیعی و مادی، بلکه در مواهب معنوی و قربِ الهی نیز صادق است.

بیت با یک هشدار قاطع به پایان می‌رسد: «بی‌عنایت هان و هان جایی مه‌ایست». این یک امر و نهی نیست، بلکه یک اخطار وجودی است. یعنی ای سالک، در هیچ وضعیتی، در هیچ مرحله‌ای از سیر و سلوکت، بدون اتکا به عنایت الهی قدمی برندار. هر گامی که برداشته می‌شود، هر تلاشی که صورت می‌گیرد، باید در پرتو و سایهٔ عنایتِ حق باشد. عدم توجه به این اصل، به معنی سقوط در ورطهٔ ناامیدی یا غرور کاذب است. این خود را به دستِ دریا سپردن است، نه با قایقِ کوچکِ خود به جنگِ امواج رفتن.

نکات کلیدی

  • یک عنایت الهی، بهتر از صد کوشش بشری است.
  • حتی مرگ سالک نیز بی‌عنایت الهی صورت نمی‌گیرد.
  • بهترین حیله، ترک تمام حیله‌ها و تکیه بر عنایت حق است.
  • عنایت الهی در حقیقت بخت و اقبال حقیقی انسان است.
  • توزیع نعمت‌ها و عنایات الهی در جهان نابرابر است؛ برخی بختیارند و برخی نه.
  • سالک هرگز نباید بدون اتکا به عنایت الهی قدمی بردارد.

Sources: d6-s86 · 21:24 d6-s86 · 22:04 d6-s86 · 23:11

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.