اقرأ دفتر ٦ تمام كتاب الموطأ الكريم بيت ٣٩

M6:39 — جنگ فعلی هست از جنگ نهان / زین تخالف آن تخالف را بدان

جنگ فعلی هست از جنگ نهانزین تخالف آن تخالف را بدان
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:39

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جنگی که در حال حاضر می‌بینی، از جنگی پنهان ریشه می‌گیرد؛ از این تضاد آشکار، آن تضاد نهفته را بشناس. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که تعارضات و ستیزه‌هایی که در جهان قابل مشاهده‌اند، در حقیقت بازتابی از کشمکش‌ها و تضادهای عمیق‌تر و ناپیدایی هستند که در لایه‌های زیرین هستی جریان دارند.

شرح

در جهان‌بینی مولانا، این بیت نقشی محوری ایفا می‌کند و از اصول بنیادین کیهان‌شناسی او پرده برمی‌دارد. من بی‌گمان باور دارم که مولانا در این ابیات، نه صرفاً پدیده‌های طبیعی، بلکه معماری هستی را تبیین می‌کند. جهانِ اسفل، این عالم طبیعت، دو صفت ذاتی دارد که در عوالم بالاتر نیست: یکی «اضداد» و دیگری «اعداد». یعنی این جهان هم محل تضادهاست و هم کثرت‌ها. و همین تضادهاست که علت فناپذیری و زوال دائمی این عالم است. هر ترکیبی به ناچار از هم می‌پاشد، چرا که اجزایش در ستیز دائمی‌اند.

مولانا این «جنگ فعلی» را که در عالم ظاهر می‌بینیم – مثلاً آب که آتش را خاموش می‌کند یا سرکه و سکنجبین که هر یک طبعی جدا دارند – مستقیماً به «جنگ نهان» پیوند می‌زند. این جنگ نهان چه می‌تواند باشد؟ من دو معنای مهم را اینجا تشخیص می‌دهم:

اولاً، می‌توان گفت که این جنگ نهان، ماهیت درونی و ساختار وجودی اشیاست. یعنی چیزها بی‌جهت و اتفاقی با هم در تضاد نیستند؛ بلکه به گونه‌ای آفریده شده‌اند که ذاتاً ضد یکدیگرند. این تضاد در ساختار وجودی آن‌ها تعبیه شده است.

ثانیاً، و این معنا بیشتر با مشرب عرفانی مولانا همخوانی دارد، آن جنگ نهان، ستیز پنهان و دائمی میان «قهر» و «لطف» الهی است. تجلیات جمالی و جلالی حضرت حق، یعنی اسماء لطف و اسماء قهر، در این عالم نمودار شده و این کشاکش را به راه انداخته‌اند. خدا خود این جنگ را در عالم برپا داشته است. این تخالف و تضاد در پدیده‌ها، ناشی از تخالف در تجلیات اسمای الهی است.

و اما این جنگ کی به پایان می‌رسد؟ مولانا بی‌شبهه پاسخ می‌دهد: وقتی که همه چیز «الیه راجعون» شود، یعنی به اصل و سرچشمه خود بازگردد و در وجود حق فانی شود. در ذات خدا جنگ و تضادی نیست. اسماء جلالی و جمالی در ذات خود با هم نمی‌جنگند؛ این نزاع‌ها تنها وقتی ظاهر می‌شوند که به «مصادیق» می‌رسند و در عالم کثرت تجلی می‌کنند. پس، «زین تخالف آن تخالف را بدان» یعنی از این تضاد آشکارِ موجود در خلق، باید به تضاد نهانِ موجود در تجلی اسماء حق پی برد.

تصویر مولانا از تضاد، با آنچه فیلسوفانی چون هگل مطرح کرده‌اند تفاوت ماهوی دارد. هگل معتقد بود که روان مطلق در تاریخ جاری شده و تضاد به پیشرفت تاریخی می‌انجامد. اما مولانا به مسئله‌ای کیهانی‌تر می‌پردازد؛ تضاد برای او نه یک موتور محرکه تاریخ، بلکه یک صفت ذاتی عالم طبیعت است که غایتش بازگشت به وحدت بی‌تضاد الهی است. او معتقد است که وقتی ذره‌ای در آفتاب فانی شود، دیگر «جنگ او بیرون شد از وصف و حساب». او با تکیه بر آیه «انا الیه راجعون»، اشاره می‌کند که بازگشت به سرچشمه، یعنی به همان وحدت بی‌تضاد، تمام کشمکش‌ها و حتی مفاهیمی چون «جنبش» و «سکون» را از میان برمی‌دارد. در مقام احدیت، دیگر جایی برای تضاد نمی‌ماند.

نکات کلیدی

  • جهان طبیعت بر پایه تضاد و کثرت بنا شده است، که سرانجام به فنای هر ترکیب می‌انجامد.
  • جنگ‌ها و تعارضات ظاهری در عالم، ریشه در ستیزه‌های پنهان‌تر دارند.
  • «جنگ نهان» به ماهیت ذاتی اشیاء یا به کشمکش تجلیات قهر و لطف الهی اشاره دارد.
  • تضادها در مقام الهی (وحدت حقیقی) وجود ندارند؛ تنها در عالم کثرت و تجلیات پدیدار می‌شوند.
  • فنا و بازگشت به اصل («انا الیه راجعون») تنها راه رفع کامل تضادهاست، حتی مفاهیم متضاد مانند جنبش و سکون نیز در آنجا منتفی می‌شوند.
  • مولانا تضاد را نه موتور محرک تاریخ (چون هگل)، بلکه صفت ذاتی هستی می‌داند که به سوی وحدت مطلق گرایش دارد.

Sources: d6-s01 · 01:01:12 d6-s01 · 01:04:14 d6-s01 · 01:07:36

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.