اقرأ دفتر ٦ مناظرة الطائر مع الصياد في الرهبنة ومعنى الرهبنة التي نهى عنها المصطفى عليه السلام أمته: "لا رهبانية في الإسلام" بيت ٤٨٦

M6:486 — زانک غیر حق همه گردد رفات / کل آت بعد حین فهو آت

زانک غیر حق همه گردد رفاتکل آت بعد حین فهو آت
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:486

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا که هر آنچه جز حق است، همه‌اش به پوسیدگی می‌گراید. هر آنچه پس از زمانی بیاید، از پیش هم گویی که آمده و گذراست. معنا: این بیت، از زبان صیاد در داستان مولانا، دلیل فناپذیری هر آنچه جز خداوند است را بیان می‌کند و بر این باور است که هر موجودی که سرانجامش زوال است، از همین اکنون نیز فانی و ناچیز شمرده می‌شود.

شرح

من در اینجا به استدلالی می‌پردازم که صیادِ درونِ قصه مولانا، برای توجیه خلوت‌گزینی و دوری از خلق بیان می‌کند. او می‌گوید که همنشینی با مردمانِ دون‌مایه، که قبله‌شان تنها نان و شکم است، عین رهبانیت است؛ چرا که با حیوانات نشستن، همان خلوت‌گزینی‌ست، نه زندگی اجتماعی. دلیل صیاد برای این کناره‌گیری، همین بیتی است که اکنون در پی تحلیلش هستیم. او استدلال می‌کند که «غیر حق همه گردد رفاه». «رفاه» در اینجا به معنای پوسیده، فرسوده و فرو ریخته است. یعنی هر آنچه در جهان هست، غیر از ذات حق‌تعالی، سرانجامش زوال و اضمحلال است. این یک حقیقت کونی است. اما استدلال به اینجا ختم نمی‌شود. صیاد با آوردن یک قاعدهٔ عربی می‌افزاید: «کل آت بعد حین فهو آت». این جمله یعنی هر چه که در آینده خواهد آمد، گویا همین الان آمده است. من این را در سخنرانی‌هایم این‌طور توضیح داده‌ام که نه اینکه هر چیزی نهایتاً پوسیده خواهد شد، بلکه ما از همین امروز می‌گیریمش که پوسیده است. یعنی اشیاء، پیش از آنکه عملاً به مرحلهٔ پوسیدگی و فرسودگی برسند، از آن جهت که ذاتاً محکوم به زوال‌اند، از همین اکنون هالک و فانی محسوب می‌شوند. اگر چیزی در نهایت نیست‌شونده است، پس در قیاس با هستی مطلق حق، از همان ابتدا نیز همچون عدم تلقی می‌شود. این اندیشه عمیقاً با آیهٔ شریفهٔ قرآن کریم در هم تنیده است که می‌فرماید: «کل شیء هالک الا وجهه» (همه چیز در معرض هلاکت و نابودی‌ست مگر وجه خداوند). مولانا نیز از همین منظر سخن می‌گوید. «وجه خدا» یعنی آن جهتی از اشیاء و موجودات که متوجه خداوند است. اشیاء به خودی خود نابودند، مگر در نسبت با خداوند، که در آن صورت موجودند و بقا می‌یابند. این دیدگاه صیاد به معنای این است که هر چه را که ما در این عالم می‌بینیم، در واقع سایه‌ای از وجود مطلق است؛ ملکی و مالکیتی که در این دنیا به چشم می‌خورد، عکس و تجلی آن مالکیت حقیقی است که تنها در اختیار خداوند است. او می‌گوید گرچه سایه عکس شخص است، اما هیچ از سایه نتوان بهره گرفت. باید از سایه عبور کرد و به شخص حقیقی رسید. بنابراین، یار و مصاحب جسمانی که رویش به سوی مرگ است، هم‌صحبتی‌اش شوم است و باید ترک شود. اینها در قیاس با حق، همچون کلوخ و سنگ هستند و همنشینی با آنها عین رهبانیت است، زیرا رهبانیت واقعی در عدم مصاحبت با خداوند است، حال آنکه این کلوخ‌صفتان نیز خود حجابی بر آن مصاحبت‌اند.

نکات کلیدی

  • هر موجودی، جز خداوند، به دلیل ماهیت فناپذیرش، از همان ابتدا نیز فانی و ناپایدار شمرده می‌شود.
  • فانی شدن نه تنها یک سرنوشت آینده، بلکه یک حقیقت جاری است؛ آنچه قرار است از بین برود، از هم‌اکنون نیز گویی از بین رفته است.
  • این دیدگاه، ریشه در بینش قرآنی «کل شیء هالک الا وجهه» دارد که همه هستی را در قیاس با بقای مطلق الهی، محو می‌بیند.
  • هم‌نشینی با کلوخ‌صفتان و آنان که روی به مرگ دارند، به جای نزدیکی به حق، خود حجابی برای دوری از اوست.

Sources: d6-s11 · 03:05:05

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.