اقرأ دفتر ٦ تمام كتاب الموطأ الكريم بيت ٥١

M6:51 — هست احوالم خلاف همدگر / هر یکی با هم مخالف در اثر

هست احوالم خلاف همدگرهر یکی با هم مخالف در اثر
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:51

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: احوال و حالات من با یکدیگر در تضادند؛ هر یک از آن‌ها در عمل و تأثیر با دیگری مخالف است.

معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که حالات درونی انسان پیوسته در ستیز و کشمکش با یکدیگرند و این تناقض‌های درونی، در اعمال و رفتار او بازتاب می‌یابند.

شرح

در مثنوی، مولانا پیش از پرداختن به جنگ درونی انسان، به نبرد دائمی در عالم هستی اشاره می‌کند. هستی بر اضداد بنا شده است؛ «چهار عنصر، چهار استون قوی‌ست / که بر ایشان سقف دنیا مستوی‌ست / هر ستونی اشکننده آن دگر». این جنگ نه تنها در طبایع و افعال، بلکه در اقوال نیز ساری و جاری است. این جهان بر ستون‌های ستیز برپا گشته و ما که پاره‌ای از همین طبیعتیم، ناگزیر از این نزاع و کشمکش سهم برده‌ایم. از ضر و سود با هم در جنگیم.

اما مولانا به‌سرعت از این جهان‌بینی کیهانی به یک توصیهٔ تربیتی و اخلاقی منتقل می‌شود. او از ما می‌خواهد که به خودمان بنگریم: «هست احوالم خلاف همدگر / هر یکی با هم مخالف در اثر». این گسترهٔ احوال متغیر، از شادی و غم، عصبانیت و آرامش، همه در درون ما در نبردند. از اینجا یک نتیجهٔ مهم برمی‌آید: «چونکه هر دم راه خود را می‌زنم / با دگر کس سازگاری چون کنم؟» انسانی که با خودش در جنگ است، چگونه می‌تواند با دیگران در صلح باشد؟

این در واقع نکته‌ای کلیدی در روان‌شناسی مولاناست که با ادبیات امروزین ما هم کاملاً سازگار است: کسی که پیوسته با دیگران در نزاع است، ریشهٔ مشکلش را باید در درون خود جستجو کند. او آنچه را در درون خود حل‌ناشده می‌بیند، به بیرون فرافکنی (projection) می‌کند و به گردن دیگران می‌اندازد. «موج لشکرهای احوالم ببین / هر یکی با دیگری در جنگ و کین / می‌نگر بر خود چنین جنگ گران / پس چه مشغولی به جنگ دیگران؟» این بیت همچون نیشتری است برای خودشناسی. مولانا به ما می‌گوید که پیش از آنکه به جنگ با دیگران بپردازیم، به جنگ درونی خود مشغول شویم و این مسئله را حل کنیم.

از دید مولانا، «تکامل بشری عبارت است از رها شدن از جنگ درون». این نبرد درونی، اتلاف عظیم انرژی است. وقتی آدمی خود را فرسوده می‌کند و خود را می‌خورد، دیگر توانی برای مبارزه با رذایل، یا حل و فصل نقایص خود باقی نمی‌ماند. پس، غایت کمال این است که این جنگ درونی به پایان رسد. مولانا راه رهایی را هم نشان می‌دهد: «یا مگر زین جنگ حقت وا خرد / در جهان صلح یکرنگت برد». در نهایت این عنایت الهی است که می‌تواند انسان را از این نزاع رهانده و به جهانی از صلح یکپارچه و درونی رهنمون شود. این یعنی آرامشی که فراتر از هر ستیزی، تمام وجود فرد را در بر می‌گیرد.

نکات کلیدی

  • جنگ دائمی احوال درونی انسان، سرچشمهٔ بسیاری از نزاع‌های بیرونی است.
  • مشکلِ نزاع با دیگران، اغلب فرافکنیِ کشمکش‌های حل‌نشدهٔ درونی است.
  • تکامل بشری و رسیدن به آرامش، در گرو رها شدن از جنگ‌های نفسانی است.
  • جنگ درونی، اتلاف انرژی است و مانع از مبارزه با رذائل و رفع نقایص می‌شود.
  • رهایی از این ستیز درونی، گاه نیازمند عنایت الهی و هدایت به سوی صلح یکرنگ است.

Sources: d6-s02 · 00:17:22 d6-s02 · 00:18:58 d6-s02 · 00:20:56

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.