اقرأ دفتر ٦ حكاية العاشق الذي أتى ليلاً على أمل وعد معشوقته إلى الغرفة التي أشارت إليها، وانتظر جزءاً من الليل فغلبه النوم. أتت المعشوقة لتحقيق وعدها، فوجدته نائماً، فملأت جيبه بالجوز وتركته نائماً وعادت بيت ٦٣٥

M6:635 — لیک با این جمله بالاتر خرام / چونک ارض الله واسع بود و رام

لیک با این جمله بالاتر خرامچونک ارض الله واسع بود و رام
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M6:635

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با این همه، گامی فراتر بنه و به منزلگاه‌های بالاتری قدم گذار؛ زیرا که گسترهٔ سرزمین خداوند بی‌کران و پذیراست. معنا: مولانا در این بیت به سالکان توصیه می‌کند که هرگز در یک مقام معنوی توقف نکنند، حتی پس از رسیدن به مستی و شهود؛ زیرا افق‌های الهی بی‌نهایت وسیع و همیشه آمادهٔ پذیرش قدم‌های بلندترند.

شرح

بله، در اینجا مولانا به ما یک فرمان بسیار مهم می‌دهد. پس از آنکه از عظمت سرمستان یار و بی‌ارزش نبودنشان سخن می‌گوید، می‌رسیم به این بیت که می‌گوید: «لیک با این جمله بالاتر خرام». یعنی حتی اگر به مقام «مستی» رسیده‌ای، که مرحله‌ای متعالی و مطلوب است، باید از آن نیز فراتر روی. این توقف‌ناپذیری در سیر معنوی، از بنیادهای اندیشهٔ مولاناست. ما هرگز به نقطهٔ پایانی نمی‌رسیم که بگوییم «کار تمام شد»؛ همواره افق‌های تازه‌ای گشوده است.

چرا باید بالاتر رفت؟ پاسخ را خود بیت می‌دهد: «چون ارض‌الله واسع بود و رام». سرزمین خداوند وسیع است، بی‌کران است، حد و مرزی ندارد. این همان «بحر بیکران» معارف است که مولانا خود شناگر آن است و مثنوی را «جزیره‌ای» در آن بحر می‌داند. در این اقیانوس بی‌کران، هیچ توقفی معنا ندارد. این وسعت نه تنها جغرافیایی، که باطنی و معرفتی است؛ یعنی در عالم جان و معنا، جایی برای درجا زدن نیست. هرگاه گمان کردیم به مقصد رسیده‌ایم، باید بدانیم که این خود فریبی‌ست؛ زیرا هنوز قدم‌هایی بس بلندتر می‌توان برداشت. مولانا به صراحت از این سیر صعودی سخن می‌گوید و آن را به پرواز تشبیه می‌کند، پروازی که در آن عاشقان «پران‌تر از برق و هوا» هستند و هرگز بر زمین نمی‌نشینند.

واژهٔ «رام» در اینجا بسی تأمل‌برانگیز است. سرزمین خداوند نه تنها وسیع است، بلکه «رام» است، یعنی نرم و پذیراست. این به معنای آن است که این راه پرخون عشق و این سیر بی‌نهایت، دشوار و طاقت‌فرسا نیست به معنای یک مبارزهٔ ستیزه‌جویانه با طبیعت یا خدا. بلکه این زمین، خود پذیرندهٔ رهروان است؛ دعوت‌کننده است. این نکته، دقیقا در تقابل با نگاه‌های اگزیستانسیالیستی است که جهان را بیگانه و بی‌تفاوت می‌دانند و از «تنهایی» انسان در برابر جهانی بی‌معنا گلایه می‌کنند. برای مولانا، جهان و «ارض الله» نه تنها میزبان است، بلکه میهمان‌نواز و رام است؛ آمادهٔ آن است که قدم‌های بلند ما را بر خود بپذیرد. این همان معنای «جدایی» است که مولانا از آن حکایت می‌کند نه «تنهایی»؛ جدایی از مبدئی که می‌شناسیم و یقین داریم که باز ما را خواهد پذیرفت.

این آموزه، ما را از افتادن در دام قناعت به حال موجود، نجات می‌دهد. انسان همواره در حال شدن است، نه صرفاً بودن. هیچ منزلتی نباید او را به توقف وادارد. حتی آن مستی که در بیت‌های پیشین از آن سخن رفت، خود نیز مرحله‌ای برای عبور است، نه مقصد نهایی. این نگاه، کاملاً با مفهوم قرآنی «کل یوم هو فی شأن» هم‌خوانی دارد؛ خداوند هر روز در شأنی تازه است و این پویایی الهی، در عالم و در سلوک معنوی سالک نیز بازتاب می‌یابد. به این ترتیب، مثنوی پیامی برخاسته از دل زندگی و حرکت به سوی بی‌نهایت را به ما می‌دهد.

نکات کلیدی

  • سیر و سلوک معنوی هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد؛ همواره افق‌های بالاتری هست.
  • حتی پس از رسیدن به مقامات بلند معنوی (مانند مستی)، باید به دنبال مراتب بالاتر بود.
  • سرزمین خداوند (گسترهٔ هستی و معارف الهی) بی‌کران و پذیراست.
  • توهم رسیدن به نهایت، بازدارندهٔ رشد است.
  • پویایی و حرکت دائمی در سلوک، اصلی اساسی در عرفان مولوی است.
  • این جهان مکانی بیگانه و بی‌تفاوت نیست، بلکه پذیرا و رام برای سالکان است.

Sources: d6-s14 · 01:00:59 d6-s14 · 01:02:53 s01 [00:00:00] s02 [00:00:00] s05 [00:00:00] s11 [00:00:00]

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.