اقرأ› دفتر ٦› تشبيه الغافل الذي يضيع عمره، وعند الموت في تلك الشدة يبدأ بالتوبة والاستغفار، بتعزية الشيعة في حلب كل عام في أيام عاشوراء عند بوابة أنطاكية، ووصول شاعر غريب من السفر وسؤاله: "ما هذا الصراخ؟ وما هذه التعزية؟"› بيت ٧٧٨
M6:778 — گرد آید مرد و زن جمعی عظیم / ماتم آن خاندان دارد مقیم
M6:778
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
مولانا صحنۀ عزاداری روز عاشورا در حلب را توصیف میکند که در آن، جمعیت بزرگی از مردان و زنان برای سوگواری خاندان پیامبر جمع شدهاند.
این بیت بخشی از مقدمۀ داستانی تمثیلی است. مولانا تصویر زندهای از مراسم عاشورا در شهر حلب ترسیم میکند. او صحنهای را وصف میکند که در آن، انبوهی از مردم، از زن و مرد، در کنار دروازۀ انطاکیه جمع شدهاند تا برای مصیبت امام حسین و یارانش در کربلا عزاداری کنند.
نکتۀ کلیدی در این بیت، کلمۀ «مقیم» است که نشان میدهد این سوگواری یک مراسم سالانۀ ثابت و ریشهدار است. این تصویر، زمینه را برای ورود یک شاعر غریبه و ناآشنا فراهم میکند که با دیدن این غوغا و ماتم، شگفتزده میشود و نمیداند ماجرا چیست. پرسشهای این غریبه، نقطۀ ورود مولانا به نقد اصلی داستان است: نقد سوگواری دیرهنگام و سطحی برای حقیقتی که باید در زمان حیاتش آن را درک و یاری میکردند. این جمعیت عظیم، نماد انسان غافلی است که عمر خود را تلف کرده و تنها در لحظۀ مرگ به فکر توبه و جبران میافتد.
- ماتم
- سوگواری، عزاداری
- خاندان
- در اینجا منظور خاندان پیامبر اسلام، اهل بیت، است.
- مقیم
- پابرجا، دائمی، ثابت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.