اقرأ› دفتر ٦› قصة بلال وهو يقول "أحد أحد" في حر الحجاز من محبة المصطفى عليه السلام في تلك الأوقات الصباحية، حيث كان سيده يضربه بغصن شائك من تعصب يهودي تحت شمس الحجاز، وكانت الدماء تتفجر من جسد بلال، فكانت "أحد أحد" تخرج منه بغير قصد، كما يخرج الأنين من المتألمين الآخرين بغير قصد، لأنه كان ممتلئاً بألم العشق، ولم يكن هناك مجال للاهتمام بدفع ألم الشوك، كَسحرة فرعون وجرجيس وغيرهم ممن لا يُحصى ولا يُعد› بيت ٨٩٦
M6:896 — باز احد بشنید و ضرب زخم خار / برفروزید از دلش سوز و شرار
M6:896
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
ابوبکر (صدیق) روز بعد دوباره شکنجه شدن بلال را دید و شنید و این منظره، آتش عشق و همدردی را در قلب خود او نیز شعلهور ساخت.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان است. روز قبل، ابوبکر (صدیق) به بلال توصیه کرده بود که برای حفظ جانش، ایمان خود را پنهان کند (تقیه کند) و بلال نیز ظاهراً پذیرفته بود.
اما امروز، ابوبکر بازمیگردد و میبیند که عشق الهی بر احتیاط و توبه غلبه کرده است. صدای «احد» گفتن بلال که از میان ضربههای بیرحمانهٔ خار بلند میشود، دیگر فقط فریاد یک دردمند نیست؛ بلکه تجلی عشقی است که از کنترل خارج شده و هر توبهای را میسوزاند. این صحنه تأثیری عمیق بر خود ابوبکر میگذارد. دیدن این پایداری خالصانه، «سوز و شرار» را در دل او نیز برمیافروزد. گویی عشق بلال، مسری است و ایمان صدیق را نیز شعلهورتر میکند. این بیت نشان میدهد که عشق حقیقی، نه پنهانکردنی است و نه قابل توبه، و مشاهدهٔ آن میتواند آتشی در دل ناظر نیز بیفروزد.
- ضرب
- زدن، ضربه
- برفروزید
- شعلهور کرد، روشن کرد
- سوز
- سوزش، گداز، حرارت عشق
- شرار
- جرقه، اخگر آتش
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.