اقرأ› دفتر ٦› قصة بلال وهو يقول "أحد أحد" في حر الحجاز من محبة المصطفى عليه السلام في تلك الأوقات الصباحية، حيث كان سيده يضربه بغصن شائك من تعصب يهودي تحت شمس الحجاز، وكانت الدماء تتفجر من جسد بلال، فكانت "أحد أحد" تخرج منه بغير قصد، كما يخرج الأنين من المتألمين الآخرين بغير قصد، لأنه كان ممتلئاً بألم العشق، ولم يكن هناك مجال للاهتمام بدفع ألم الشوك، كَسحرة فرعون وجرجيس وغيرهم ممن لا يُحصى ولا يُعد› بيت ٩١٧
M6:917 — زانک گردشهای آن خاشاک و کف / باشد از غلیان بحر با شرف
M6:917
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت میگوید که حرکات و پدیدههای ظاهری و بیارزش در جهان، در واقع ناشی از یک نیروی درونی، پنهان و قدرتمند است؛ همانطور که حرکت کف روی دریا، از تلاطم خود دریاست.
در این بخش از مثنوی، مولانا در حال توصیف این حقیقت است که تمام جنبشها و دگرگونیهای عالم هستی، از آسمان و ستارگان گرفته تا عناصر طبیعت، همگی بازتابی از یک قدرت و ارادهٔ الهی پنهان هستند. او پدیدههای مادی و محسوس جهان را به «خس و خاشاک» و «کف» روی سطح دریا تشبیه میکند. این چیزها به خودی خود هیچ قدرت و ارادهای برای حرکت ندارند.
حرکت سرگردان و ظاهراً بیمعنی آنها، در حقیقت از «غلیان» یا جوش و خروش خودِ «دریای باشرف» سرچشمه میگیرد. این دریا، نماد حقیقت الهی، عشق، یا همان نیروی محرک اصلی کائنات است. بنابراین، اگر ما فقط به حرکات ظاهری و سطحی پدیدهها نگاه کنیم، ممکن است آنها را تصادفی یا بیاهمیت بپنداریم. اما مولانا از ما میخواهد که عمیقتر نگاه کنیم و بفهمیم که این حرکات سطحی، نشانهای از وجود یک اقیانوس عظیم و متلاطم از معنا و قدرت در زیر است. هر جنبشی در این عالم، هرچند کوچک و ناچیز به نظر برسد، به آن اقیانوس بیکران متصل است.
- زانک
- زیرا که، برای اینکه
- خاشاک
- خس و خاشاک، تکههای ریز چوب و گیاه خشک
- غلیان
- جوشش، جوشیدن، تلاطم
- بحر
- دریا
- با شرف
- باشکوه، ارجمند، شریف
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.