اقرأ› دفتر ٦› قصة بلال وهو يقول "أحد أحد" في حر الحجاز من محبة المصطفى عليه السلام في تلك الأوقات الصباحية، حيث كان سيده يضربه بغصن شائك من تعصب يهودي تحت شمس الحجاز، وكانت الدماء تتفجر من جسد بلال، فكانت "أحد أحد" تخرج منه بغير قصد، كما يخرج الأنين من المتألمين الآخرين بغير قصد، لأنه كان ممتلئاً بألم العشق، ولم يكن هناك مجال للاهتمام بدفع ألم الشوك، كَسحرة فرعون وجرجيس وغيرهم ممن لا يُحصى ولا يُعد› بيت ٩٢٢
M6:922 — اختران چشم و گوش و هوش ما / شب کجااند و به بیداری کجا
M6:922
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
حواس و قوای ادراکی ما نیز مانند ستارگان آسمان، دائماً در حال تغییر و دگرگونی هستند و در هر حالتی، مانند خواب یا بیداری، وضعیت متفاوتی دارند.
مولانا در این بخش از مثنوی، ناپایداری و بیقراری تمام اجزای عالم هستی را نشانهای از تسلیم آنها در برابر فرمان الهی میداند. او پس از توصیف گردش افلاک و ستارگان، به عالم درون انسان میپردازد و قیاسی زیبا میآفریند.
همانطور که ستارگان آسمان (اختران چرخ) دائماً در حرکتاند و جایگاهشان ثابت نیست، «ستارگان وجود ما» نیز چنیناند. این ستارگان درونی، حواس ما (چشم و گوش) و قوای عقلی ما (هوش) هستند. مولانا با یک پرسش بلاغی، این بیثباتی را به تصویر میکشد: وضعیت این حواس در عالم خواب و رؤیا کجا و در حالت بیداری کجا؟ در خواب، چشم ظاهری بسته است اما چشم دیگری میبیند؛ گوش نمیشنود اما اصواتی درک میشود و هوش به گونهای دیگر فعال است. این دگرگونی دائمی نشان میدهد که حواس ما نیز ابزارهایی متغیر و غیرقابل اتکا هستند که در هر لحظه، تحت تأثیر حالی متفاوت قرار میگیرند.
این بیت تأکیدی است بر اینکه انسان، به عنوان جزئی از این کلِ در حرکت، نباید به ثبات و قرار دل ببندد، بلکه باید خود را به جریان ارادهٔ الهی بسپارد که همه چیز، از بزرگترین اجرام آسمانی تا ظریفترین قوای ادراکی ما را، در قبضهٔ قدرت خود دارد.
- اختران
- ستارگان، کنایه از حواس و قوای ادراکی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.