اقرأ› دفتر ٦› قصة بلال وهو يقول "أحد أحد" في حر الحجاز من محبة المصطفى عليه السلام في تلك الأوقات الصباحية، حيث كان سيده يضربه بغصن شائك من تعصب يهودي تحت شمس الحجاز، وكانت الدماء تتفجر من جسد بلال، فكانت "أحد أحد" تخرج منه بغير قصد، كما يخرج الأنين من المتألمين الآخرين بغير قصد، لأنه كان ممتلئاً بألم العشق، ولم يكن هناك مجال للاهتمام بدفع ألم الشوك، كَسحرة فرعون وجرجيس وغيرهم ممن لا يُحصى ولا يُعد› بيت ٩٢٥
M6:925 — گه بهار و صیف همچون شهد و شیر / گه سیاستگاه برف و زمهریر
M6:925
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت میگوید که تمام پدیدههای عالم، از جمله حواس و احوال درونی ما، پیوسته در حال دگرگونی هستند و به فرمان الهی، گاهی در شرایطی دلپذیر و گاه در وضعیتی سخت و ناگوار قرار میگیرند.
این بیت در ادامهٔ توصیف تسلیم بودن تمام اجزای هستی در برابر فرمان الهی آمده است. مولانا پس از اشاره به گردش سیارات و ستارگان و تأثیر آنها بر احوال ما که گاهی «سعد» و خوشایند و گاهی «نحس» و ناخوشایند است (گاه در سعد و وصال و دلخوشی / گاه در نحس فراق و بیهشی)، این دگرگونی را به تغییر فصول تشبیه میکند.
همانطور که جهان طبیعت گاهی در وضعیت بهار و تابستان (صیف) قرار میگیرد که همچون «شهد و شیر» شیرین، مطبوع و پربرکت است، گاهی نیز به «سیاستگاه» یا محل مجازات و تأدیب تبدیل میشود که در آن «برف و زمهریر» (سرمای کشنده) حاکم است. این تصویرسازی صرفاً به طبیعت بیرون محدود نمیشود، بلکه به احوال درونی انسان نیز اشاره دارد. حالات روحی ما نیز مانند فصول در نوسان است؛ گاهی سرشار از شادی و آرامشیم و گاهی درگیر سختی و رنج.
نکتهٔ اصلی این است که تمام این تغییرات، چه خوشایند و چه ناخوشایند، جزئی از نظم کلی و حکمت الهی است. همانطور که کل کائنات مانند گویی در برابر چوگان ارادهٔ حق تسلیماند (چونک کلیات پیش او چو گوست)، انسان نیز به عنوان جزئی از این کل، باید در برابر این تقدیر و دگرگونیها صبور و تسلیم باشد.
- صیف
- تابستان
- سیاستگاه
- محل مجازات، تأدیبگاه
- زمهریر
- سرمای بسیار شدید، یخبندان
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.