ديوان شمس› غزل ١٠٠٤› بيت ١٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۰۴
- زان سوی گوش آمد این طبل عید در دلش آتش بزن افغان عود
G1004:13
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دوش دل عربده گر با کی بود·مشت کی کردست دو چشمش کبود
- 2 آن دل پرخواره ز عشق شراب·هفت قدح از دگران برفزود
- 3 مست شد و بر سر کوی اوفتاد·دست زنان ناگه خوابش ربود
- 4 آن عسسی رفت قبایش ببرد·وان دگری شد کمرش را گشود
- 5 آمد چنگی بنوازید تار·جست ز خواب آن دل بیتار و پود
- 6 دید قبا رفته خمارش نماند·دید زیان کم شد سودای سود
- 7 دیدش ساقی که در آتش فتاد·جام گرفت و سوی او شد چو دود
- 8 بر غم او ریخت می دلگشا·صورت اقبال بدو رو نمود
- 9 بخت بقا یافت قبا گو برو·ذوق فنا دید چه جوید وجود
- 10 عالم ویرانه به جغدان حلال·باد دو صد شنبه از آن جهود
- 11 ما چو خرابیم و خراباتییم·خیز قدح پر کن و پیش آر زود
- 12 این قدح از لطف نیاید به چشم·جسم نداند می جان آزمود
- 13 زان سوی گوش آمد این طبل عید·در دلش آتش بزن افغان عود
- 14 بس کن و اندر تتق عشق رو·دلبر خوبست و هزاران حسود
ganjoor: sh1004 · public domain