ديوان شمس غزل ١٠٠٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G1006 · ١٣ بيتًا

غزل شمارهٔ ۱۰۰۶

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G1006:1 عشق مرا بر همگان برگزیدآمد و مستانه رخم را گزید
  2. G1006:2 شکر کز آن کان زر جعفریروی مرا نادره گازی رسید
  3. G1006:3 باد تکبر اگرم در سرستهم ز دم اوست که در من دمید
  4. G1006:4 کرد مرا خشم مه و بر رخمگنبد نیلی سره نیلی کشید
  5. G1006:5 باده فراوان و یکی جام نیبوسه پیاپی شد و لب ناپدید
  6. G1006:6 ای شب کفر از مه تو روز دینگشته یزید از دم تو بایزید
  7. G1006:7 گو سگ نفس این همه عالم بگیرکی شود از سگ لب دریا پلید
  8. G1006:8 قفل خداییش بسی خون که ریختخونش بریزیم چو آمد کلید
  9. G1006:9 جان به سعادت بکشد نفس راتا به هم افتند سعید و شهید
  10. G1006:10 هیچ شکاری نرهد زان صیادکو ز سگی‌های سگ تن رهید
  11. G1006:11 ای خرف پیر جوان شو ز سرتازه شد از یار هزاران قدید
  12. G1006:12 وی بدن مرده برون آ ز گورصور دمیدند ز عرش مجید
  13. G1006:13 خامش و بشنو دهل خامشانایدک الله به عیش جدید

ganjoor: sh1006 · public domain