ديوان شمس› غزل ١٠١٥› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۱۵
- کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
G1015:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر·تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
- 2 کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده·تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
- 3 چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی·زیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در
- 4 ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن·زیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر
- 5 ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزده·تشنیعهای بیهده چون میزنی ای بیگهر
ganjoor: sh1015 · public domain