ديوان شمس› غزل ١٠٢٤› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۲۴
- تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر
G1024:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر·پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر
- 2 تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را·وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر
- 3 ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت میخواند·که خاک اوت کیخسرو بمیرد پیش او سنجر
- 4 چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را·زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر
- 5 پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان·ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر
- 6 چو کر و فر او دیدی توی کرار و شیر حق·چو بال و پر او دیدی توی طیار چون جعفر
ganjoor: sh1024 · public domain