ديوان شمس› غزل ١٠٣١› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۳۱
- یک حمله تو شاهانه بردار تو این خانه تا جز تو فنا گردد کالله هو الاکبر
G1031:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 جان من و جان تو بستست به همدیگر·همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
- 2 ای دلبر شنگ من ای مایه رنگ من·ای شکر تنگ من از تنگ شکر خوشتر
- 3 ای ضربت تو محکم ای نکته تو مرهم·من گشته تمامی کم تا من تو شدم یک سر
- 4 همسایه ما بودی چون چهره تو بنمودی·تا خانه یکی کردی ای خوش قمر انور
- 5 یک حمله تو شاهانه بردار تو این خانه·تا جز تو فنا گردد کالله هو الاکبر
- 6 چون محو کند راهم نی جویم و نی خواهم·زیرا همه کس داند که اکسیر نخواهد زر
- 7 از تابش آن کوره مس گفت که زر گشتم·چون گشت دلش تابان زان آتش نیکوفر
- 8 مس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمد·تا باز به پیش آمد اکسیرگر اشهر
ganjoor: sh1031 · public domain