ديوان شمس› غزل ١٠٤٥› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۴۵
- اگر یک ذره رحمت هست بر من مکن تأخیر تا هنگام دیگر
G1045:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بگردان ساقیا آن جام دیگر·بده جان مرا آرام دیگر
- 2 به جان تو که امروزم ببینی·که صبرم نیست تا ایام دیگر
- 3 اگر یک ذره رحمت هست بر من·مکن تأخیر تا هنگام دیگر
- 4 خلاصم ده خلاصم ده خلاصی·که سخت افتادهام در دام دیگر
- 5 اگر امروز در بر من ببندی·درافتم هر دمی از بام دیگر
- 6 مرا در دست اندیشه بمسپار·که اندیشهست خون آشام دیگر
- 7 می خام ار نگردانی تو ساقی·مرا زحمت دهد صد خام دیگر
- 8 بگیر این دلق اگر چه وام دارم·گرو کن زود بستان وام دیگر
- 9 بنه نامم غلام دردنوشان·نمیخواهم خدایا نام دیگر
ganjoor: sh1045 · public domain