ديوان شمس غزل ١٠٤٦ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۴۶

  1. اگر سیری از این عالم بیا که نگردد هیچ کس زان عالمم سیر

G1046:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر·ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر
  2. 2 همی‌بینم رضایت در غم ماست·چگونه گردد این بی‌دل ز غم سیر
  3. 3 چه خون آشام و مستسقیست این دل·که چشمم می‌نگردد ز اشک و نم سیر
  4. 4 اگر سیری از این عالم بیا که·نگردد هیچ کس زان عالمم سیر
  5. 5 چو دیدم اتفاق عاشقانت·شدستم از خلاف و لا و لم سیر
  6. 6 ولی دردم تو اسرافیل جان‌ها·نیم از نفخ روح و زیر و بم سیر
  7. 7 چو بوی جام جان بر مغز من زد·شدم ای جان جان از جام جم سیر
  8. 8 چو بیشست آن جنون لحظه به لحظه·خسیس آن کو نگشت از بیش و کم سیر
  9. 9 چو دیدم کاس و طاس او شدستم·از این طشت نگون خم به خم سیر
  10. 10 خیال شمس تبریزی بیامد·ز عشق خال او گشتم ز غم سیر

ganjoor: sh1046 · public domain