ديوان شمس› غزل ١٠٥٣› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۵۳
- در برق چه نامه بر توان خواند آخر چه سپاه آید از مور
G1053:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نزدیک توام مرا مبین دور·پهلوی منی مباش مهجور
- 2 آن کس که بعید شد ز معمار·کی گردد کارهاش معمور
- 3 چشمی که ز چشم من طرب یافت·شد روشن و غیب بین و مخمور
- 4 هر دل که نسیم من بر او زد·شد گلشن و گلستان پرنور
- 5 بی من اگرت دهند شهدی·یک شهد بود هزار زنبور
- 6 بی من اگرت امیر سازند·باشی بتر از هزار مأمور
- 7 میهای جهان اگر بنوشی·بیمن نشود مزاج محرور
- 8 در برق چه نامه بر توان خواند·آخر چه سپاه آید از مور
- 9 خلقان برقند و یار خورشید·بیگفت تو ظاهرست و مشهور
- 10 خلقان مورند و ما سلیمان·خاموش صبور باش و مستور
ganjoor: sh1053 · public domain