ديوان شمس› غزل ١٠٦٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۶۷
- این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر
G1067:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر·جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر
- 2 این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت·رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر
- 3 من رها کردم جگر را هرچ خواهد گو بشو·بر دهانم زن اگر من زین سخن گویم دگر
- 4 بنده ساقی عشقم مست آن دردی درد·گوشهای سرمست خفتم فارغم از خیر و شر
- 5 گر بیاید غم بگویم آنک غم میخورد رفت·رو به بازار و ربابی از برای من بخر
ganjoor: sh1067 · public domain