ديوان شمس› غزل ١٠٦٨› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۶۸
- صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوان جام زرین پیش آر و سیم بر ای سیمبر
G1068:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر·خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
- 2 بلک دریاییست عشق و موج رحمت میزند·ابر بفرستد به دوران و به نزدیکان گهر
- 3 صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوان·جام زرین پیش آر و سیم بر ای سیمبر
- 4 پشت آنی تو که پشتش از غم و محنت شکست·آب آنی که ندارد هیچ آبی بر جگر
- 5 پخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوخت·شد زبردست ابد آن کز تو شد زیر و زبر
- 6 زان سر مستانش رست از خنجر قصاب مرگ·که نبودند اندر این سودا چو ساطوری دوسر
- 7 می بیار ای عشق بهر جان فرزندان خویش·محو کن اندیشهها را زان شراب چون شرر
- 8 دی بدادی آنچ دادی جمع را، ای میرِ داد·بخش امروزینه کو؟ ای هر دمی بخشندهتر
- 9 بس کن و پرده دگر زن تا نگردد کس ملول·میپَر از باغی به باغی، این چنین کن پر شکر
ganjoor: sh1068 · public domain