ديوان شمس› غزل ١٠٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۷
- سیاهی مینماید لشکر غم ظفر ده شادی صاحب علم را
G107:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 امیر حسن خندان کن حَشَم را·وجودی بخش مر مشتی عدم را
- 2 سیاهی مینماید لشکر غم·ظفر ده شادی صاحب علم را
- 3 به حسن خود تو شادی را بکن شاد·غم و اندوه ده اندوه و غم را
- 4 کرم را شادمان کن از جمالت·که حسن تو دهد صد جان کرم را
- 5 تو کارم زان بر سیمین چو زر کن·تو لعلین کن رخ همچون زرم را
- 6 دلا چون طالب بیشی عشقی·تو کم اندیش در دل بیش و کم را
- 7 بنه آن سر به پیش شمس تبریز·که ایمانست سجده آن صنم را
ganjoor: sh107 · public domain