ديوان شمس› غزل ١٠٧٠› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۷۰
- دست او گیرم به میدان اندرآیم پایکوب میزنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر
G1070:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر·بیرقیبش دادمی من بوسههایی سیر سیر
- 2 بس خطاها کردهام دزدیده لیکن آرزوست·با لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر
- 3 تا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندید·عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر
- 4 یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید·تا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر
- 5 دست او گیرم به میدان اندرآیم پایکوب·میزنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر
- 6 ای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بند·تا کشم او را برهنه بیقبایی سیر سیر
- 7 در فراق شمس تبریزی از آن کاهید تن·تا فزاید جانها را جانفزایی سیر سیر
ganjoor: sh1070 · public domain