ديوان شمس› غزل ١٠٨٦› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۸۶
- یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر
G1086:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر·هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر
- 2 بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست·جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر
- 3 یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی·همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر
- 4 در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق·صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش بوتر
- 5 عشق داوود شود آهن از او نرم شود·شیر آهو شود آن جا و از او آهوتر
- 6 هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی·مرگ جانبخش شود بلک ز جان دلجوتر
- 7 اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو·گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر
- 8 دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم·تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر
ganjoor: sh1086 · public domain