ديوان شمس› غزل ١١١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۱
- اگر دل را برون آریم پیشت ببخشایی بر آن پرخون نشانها
G111:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 برای تو فدا کردیم جانها·کشیده بهر تو زخم زبانها
- 2 شنیده طعنههای همچو آتش·رسیده تیر کاری زان کمانها
- 3 اگر دل را برون آریم پیشت·ببخشایی بر آن پرخون نشانها
- 4 اگر دشمن تو را از من بدی گفت·مها دشمن چه گوید جز چنانها
- 5 بیا ای آفتاب جمله خوبان·که در لطف تو خندد لعل کانها
- 6 که بیتو سود ما جمله زیانست·که گردد سود با بودت زیانها
- 7 گمان او بسستش زهر قاتل·که در قند تو دارد بدگمانها
ganjoor: sh111 · public domain