ديوان شمس› غزل ١١١٤› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۱۴
- هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر
G1114:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر·ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر
- 2 اسرار آسمان را و احوال این و آن را·از لوح نانبشته خوانی و چیز دیگر
- 3 هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی·آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر
- 4 لعلیست بینهایت در روشنی به غایت·آن لعل بیبها را کانی و چیز دیگر
- 5 حکمی که راند فرمان روز الست بر جان·آن جمله حکمها را رانی و چیز دیگر
- 6 چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو·آن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر
- 7 آن چشم احول آمد در گام اول آمد·کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر
- 8 هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز·او هست در حقایق فانی و چیز دیگر
ganjoor: sh1114 · public domain