ديوان شمس غزل ١١٥٦ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۵۶

  1. مطربا چون رسی به شرح دلم پای در خون نهاده‌ای هش دار

G1156:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 مطربِ عاشقان بجنبان تار·بزن آتش به مؤمن و کفار
  2. 2 مصلحت نیست عشق را خمشی·پرده از روی مصلحت بردار
  3. 3 تا بنگریست طفل گهواره·کی دهد شیر مادر غمخوار
  4. 4 هر چه غیرِ خیالِ معشوقست·خارِ عشقست اگر بود گلزار
  5. 5 مطربا چون رسی به شرح دلم·پای در خون نهاده‌ای هش دار
  6. 6 پای آهسته نِه که تا نجهد·چکه‌ای خونِ دل به هر دیوار
  7. 7 مطربا زخم‌های دل می‌بین·تا ندانند خویشتن خوش‌دار
  8. 8 مطربا نام بر ز معشوقی·کز دلِ ما ببرد صبر و قرار
  9. 9 من چه گفتم کجا بماند دلی·گر دلم کوه بود رفت از کار
  10. 10 نام او گوی و نام من کم کن·تا لقب گویمت نکوگفتار
  11. 11 چون ز رفتار او سخن گویم·دل کجا می‌رود زهی رفتار
  12. 12 شمس تبریز عیسی عهدی·هست در عهد تو چنین بیمار

ganjoor: sh1156 · public domain