ديوان شمس غزل ١١٦٨ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۶۸

  1. جان من از ناله چو تنبور شد حال دلم بشنو از آواز تار

G1168:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 جان خراباتی و عمر بهار·هین که بشد عمر چنین هوشیار
  2. 2 جان و جهان‌! جان مرا دست گیر·چشم جهان‌! حرف مرا گوش دار
  3. 3 صورت دل آمد و پیشم نشست·بسته‌سر و خسته و بیماروار
  4. 4 دست مرا بر سر خود می‌نهاد·کای به غم دوست مرا دست یار
  5. 5 درد سرم نیست ز صفرا و تب·از می عشق است سرم پر‌خمار
  6. 6 این همه شیوه‌ست مرادش توی·ای شکرت کرده دلم را شکار
  7. 7 جان من از ناله چو تنبور شد·حال دلم بشنو از آواز تار

ganjoor: sh1168 · public domain