ديوان شمس› غزل ١١٩› بيت ١٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹
- صد مادر و صد پدر ندارد آن مِهر که مِی بجوشد آنجا
G119:14
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 برخیز و صبوح را بیارا·پُر لَخلخه کن کنار ما را
- 2 پیش آر شراب رنگ آمیز·ای ساقی خوب خوب سیما
- 3 از من پرسید کو چه ساقیست·قندست و هزار رطل حلوا
- 4 آن ساغر پرعقار برریز·بر وسوسهٔ محالپیما
- 5 آن می که چو صعوه زو بنوشد·آهنگ کند به صید عنقا
- 6 زان پیش که دررسد گرانی·برجه سبک و میان ما آ
- 7 میگرد و چو ماه نور میده·حمرا می ده بدان حمیرا
- 8 ما را همه مست و کفزنان کن·وان گاه نظارهکن تماشا
- 9 در گردش و شیوههای مستان·در عربدههای در علالا
- 10 در گردن این فکنده آن دست·کان شاه من و حبیب و مولا
- 11 او نیز ببرده روی چون گل·میبوسد یار را کف پا
- 12 این کیسه گشاده از سخاوت·که خرج کنید بیمحابا
- 13 دستار و قبا فکنده آن نیز·کاین را به گرو نهید فردا
- 14 صد مادر و صد پدر ندارد·آن مِهر که مِی بجوشد آنجا
- 15 این مِی آمد اصول خویشی·کز سکر چنین شدند اعدا
- 16 آن عربده در شراب دنیاست·در بزم خدا نباشد آنها
- 17 نی شورش و نی قیست و نی جنگ·ساقیست و شراب مجلس آرا
- 18 خامش که ز سکر نفس کافر·میگوید لا اله الا
ganjoor: sh119 · public domain